یافتن پست: #باران

ronak
ronak
باران ببـــارد یا نبـــارد
چتــر داشتــه باشم یا نداشتــه باشم
پائیز باشــد یا نباشــد ....
هیچ کدام برایم فرقی ندارد /
من از تمام رمانتیک های آبـــــکی خسته شده ام ....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:07
+1
ronak
ronak
زیـــــن پس تنها ادامه میدهم...
در زیر بـاران حتی
به درخواست چتر هــم جواب رد میدهم
می خواهم تنهاییــــ ـم را به رخـــــ این هوای دو نفره بکشـم...!
...باران نبــــــــــار من نه چتر دارم نه یار...
نبار لعنتـــــــــی "من" دیگــر "مــــــــــا" نیستم........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:04
+3
sasan pool
sasan pool
اسمان سربی رنگ.

من درون قفس سرد اتاقم

دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم

تا دور.

آه باران باران

پر مرغان نگاهم را شست.

از دل من اما

چه کسی

نقش او را خواهد شست؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 19:49
+5
mitra
mitra
بیار باران که دلتنگم ببار باران ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 19:26
+5
mina_z
mina_z
حتی با افزودنیهای غیر مجاز هم

اعتباری به ماندگاری دوستی ها نیست !
.
.
چترت را ببند سری به كلبه بارانی ام بزن كمی زیر باران دیدگانم خیس شو و اگر مجالی برای همنوایی بود كمی با من همنوا شو...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:51
+10
mehdi
mehdi
زن.........

جنس عجیبی ست!
چشم هایش را که می بندی,
دید دلش بیشتر...
... ...
دلش را که میشکنی,
باران لطافت از چشم هایش سرازیر...
...
انگار درست شده تا...
روی عشق را کم کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:07
+3
ali rad
ali rad
باران همیشه می بارد


اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند...


نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 17:09
+3
حمید
حمید
در SMS
تا نباشد این جدایی ها کس نداند قدر یاران را کویر خشک میداند بهای قطره باران را
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 15:37
+6
sasan pool
sasan pool
ابر می گرید باز

چه غمین این آواز!

زیر باران باید رفت؟

چه کند زندانی

آی؛ ای زندانبان

درد دوری دانی!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:16
+2
sasan pool
sasan pool
تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری
همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری
تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی
غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری
شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ -
هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری
بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند
مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری
همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید
ببین چه مرهم شیرینیست برای سختی و دشواری!!
کمی پرنده اگر باشی در آسمان دلم هستی
رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:23
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ