یافتن پست: #باران

مهسا
مهسا
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست. عشق آنست که یکی چتری باشد برای دیگری و او هرگز نداند که چرا خیس نشد...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:12
+4
مهسا
مهسا
باران نباش تا به التماس به پنجره بکوبی که نگاهت کنند ابر باش که به التماس نگاهت کنند تا بباری..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:57
+6
ronak
ronak
شعری برای باران سروده ام شعری برای دردهای بی کران قطره ها که در نی نی اشک چشمانم متولد میشوند و در راستای خطی ، آرام بر روی گونه هایم جاری می شوند ! باران را میبویم بویی نمیدهد ولی دستانش بسیار مهربانند زیرا مرا به یاد تو سوق میدهند میلی برای رسیدن به تو...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:06
+4
مهسا
مهسا
من شبيه باران نيستم كه گاهي مي آيد و گاهي نمي آيد،دوستي من شبيه هواست:ساكت ... اما هميشه در اطراف توست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:06
+2
gamer
gamer
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ... ولی یاران نمی دانند ، که من دریایی از دردم ! به ظاهر گر چه می خندم ، ولی اندر سکوتی تلخ می گریم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 23:35
+1
مهسا
مهسا
باران می بارد .به حرمت " کداممان " نمی دانم..! من همین قدر می دانم : باران صدای پای اجابت است.. خدا ناز می خرد نیاز کن..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 18:35
+4
ronak
ronak
آدمها ؛ خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش میکنند . ... درست مثل زمانی که باران بند می آید ، و خیلی‌ها چترهایشان را جا می‌گذارند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:05
+3
مهسا
مهسا
دیدی غزلی سرود؟عاشق شده بود ...انگار خودش نبود ...افتاد،شکست،زیر باران پوسید ...آدم که نکشته بود ...عاشق شده بود ... ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:49
+3
مهسا
مهسا
هنوز منتظرم وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کرده ام ... ... بیدارم کنی و ... بگویی چیزی نیست خواب می دیدی.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:44
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم مهد کودک اسم بارانو بنویسیم مدیره میپرسه معلم مهربون میخوید میگم پـَـــ نــه پـَـــ معلم شلاغ زن میخایم تا درست ادبش کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 14:20
+5
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ