یافتن پست: #بحث

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی یه دختر عکس خودشو رو پروفایلش نمیذاره ، چهار تا دلیل داره :

1. از سر نجابت دخترانه است

2. میترسه عکسش پخش شه

3. دوس پسرش اجازه نمیده

4. مامان باباش اجازه نميدن

اما اگه یه پسر عکس خودشو رو پروفایلش نمیذاره ، فقط یه دلیل داره :

1. زشته

تموم شد رف .. بحثم نکنين با من :)
دیدگاه  •   •   •  1394/11/7 - 11:13
+3
مرتضی
مرتضی
1 دیدگاه  •   •   •  1394/11/1 - 13:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دختر عموم شیمی میخونه. دیروز خونشون بودیم. بحث رفت سر پرحرفی و اینا.
این دختر عموی ما هم اومد چیزی بگه گفت:

ببینید خدا توی مولکول آب دو تا هیدروژن قرار داده و یک اکسیژن. یعنی دو بشنو و یکی بگو.


منم هنوز ربطشو نفهمیدم :|

یعنی هیدروژن به حس شنوایی ربط خاصی میتونه داشته باشه؟؟؟؟؟


از عوارض زیاد شیمی خوندنه دیگه...آدم هذیون میگه:|
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:56
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با دو دسته از آدما هیچ وقت بحث نکن..



یکی کسایی که شبکه چهار نگاه میکنن
یکی کسایی که شلوار پارچه ای رو با کتونی میپوشن.!!
.
.
.
. اینا هیچی برا از دست دادن ندارن
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:49
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز با یکی ت[!] بحثم شد. حالا مکالماتمون:
....
من:مگه بووووققققی این طوری حرف میزنی؟

اون: اصلا بی خیال جواب ابلهان خاموشیست..

من:سکوت...

اون: من دیگه جوابتون نمیدم.تو اصلا شایستگی نداری که من باهات حرف بزنم

من:سکوت...

اون:دیدی خوب جوابتو دادم؟؟؟؟

من: همچنان سکوت :|

اون: خوب ساکتت کردما....

من:سکوت...

اون:اصلا بلاکت می کنم...دختره بووووق....

و همچنان من تا پایان سکوت کردم :/
یکی نیست بهش بگه حالا که میخواست جواب منو نده چرا اینقده حرف میزد؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1394/08/23 - 11:46
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی شدم تو یه اتاق حبس
ساعت یک و یازده صبح
شانس در دلو باز کرد
جاری شدم چون نشونه میبینم
اگه اینم دروغ باشه که په من یه حیوونه فریکم
توقع دارم که توقع ساختیم توقع رفت همشو باختیم , باختیم
از کجا شروع شد صحبت عشقیمون
خدا کجاستو معلمت کی بود
چطور زهر شده مسکنه دیروز
عذابه وجدان یا مطئنه بی روح
امیدوارم به امیدواری
دله شکست کی الان حقه
نمیخوام نمیخوام نمیخوام
این استرس همین جنگو قطع شه
حسم به تو تعریف نشدنی
حست به من چی چند تا خطه
به خودم شک کردم نکنه از خودت مطمئنی
تغییری یا تخریبی که صدم به صدمه کشنده ای
عاشقی نکردم از رو مجبوری نبود دستوری
دستو دلم چونکه دو دره نیست
آخر تجربه منو به بن بست کشید
اما عاشقت بودم که تظاهر کردم
عاشقتم من میگم چی بنویسه قضا و قدر راجب من
مرز حماقتو عشق مرز تباه شدن و پا گرفتن
کی میشه مثه کی کم آوردم نه تازه بهتر
میشد وایستاد بحث کرد
ولی درو کوبید بستش
پشت درو قفل کرد بعد
صدا زیاد موزیک پخشه
نمیدونه چی میخواد ازم خودشم دیوونست
چند ساله نمیدونم کی بودم ولی این رابطه بیهودست
حرفامو زودتر میگم دوستیا رووش منفین
خنده ها پوزخند میشن مثه شبو روز فرق میکردن
همه حرفامو خوب بد میفهمه ته صدات توش تردیدست
من فقط دنباله یه رابطم که هر جور باشه توش تضمینم
خوب بودش
دیدگاه  •   •   •  1394/08/16 - 20:09
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بار رفتم آرایشگاه با آرایشگره سر پول بحثم شد:D
بهم گفت ای ریدم تو این پولی که بهم دادی:))
منم بهش گفتم ریدم تو کله ای که اصلاح کردی=)):)):)):D:D
دیدگاه  •   •   •  1394/08/13 - 18:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/07/7 - 20:29
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خوشبختی یعنی ؛
روزی صد بار بگی خدایاااااا عاشقشم ازم نگیرش
یعنی جونت به جونش بسته باشه
یعنی وقتی مریضه یا وقتی باهم بحثتون شده
تا صبح خوابت نبره از نگرانی تا صبح اینور اونور بری
یعنی فقط فکر کردن به اون باعث شه قلبت تند تند بزنه ...
دیدگاه  •   •   •  1394/03/9 - 19:04
+2
maryam
maryam
یه قانونی هست که میگه
بوس هاس یهویی بیشتر حال میده{-57-}
25 دیدگاه  •   •   •  1393/12/22 - 14:13
+7
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ