یافتن پست: #بد

AmirAli
AmirAli
از تفریحات هر پدر و مادرى اینه که بگى کجات درد میکنه و اونام واست علتشو تشخیص بدن !
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 18:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 15:24
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلـــــــــم این روزا یکی رو میخواد که منو بفهمه...
کسی که درد تنهایی رو کشیده باشه...
کسی که هر وقت دلم بگیره باهام بیاد بیرون...
کسی که خــــــــاص تر از همه مخاطبا باشه...
کسی که قدر خوبیامو بدونه...
کسی که مثل خودم حالش از لفظ دوست اجتماعی بهم بخوره...
یه رفیق خوب... یه انسان...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 15:12
+5
بهناز جوجو
بهناز جوجو

بهترین لذتی ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺴﺖ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻧﻰ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺧﯿﻠﯽ خیلی ﺩﻭﺳﺖ داره....ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻨﻮ ﮐﻪ ﮐﺴﻰ ﺩﻭﺱ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻡ  :|

دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 14:32
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

می خواهم به اندازه ای که تو باید عاشقم باشی هم دوستت داشته باشم !!!




دوسـتـت مـی دارم !!!
 


   اصلاً مى دانى عشق چیست؟



   مــن عـاشـق تــو هـسـتـم ...



   عاشق چشمانى كه اقیانوسى از آرامش را در خود دارند !



   عاشق دستانى كه خداوند،



  نوازش را با الهام از آنها معنا كرده است !



  و عاشق لبخندى كه زیبایى را تمام و كمال به تصویر مى كشد




  دوسـتـت مـی دارم !!!



  اصلاً می دانی عشق چیست؟



  من عاشق تو هستم ...



  عاشق زمینى كه بر روى آن خرامان خرامان راه مى روى !



  عاشق گناهى كه ارتكابش با تو مى تواند



  زیباترین خاطره ى هر آدمیزاده اى باشد !!!




  و عاشق نسیمى كه عطر تو را با خود به همراه مى آورد!



  دوسـتـت مـی دارم !!!



  اصلاً مى دانى عشق چیست؟



  من عاشق تو هستم ...



  عاشق قلبى كه براى عاشقى در سینه ات مى تپد !
 


  عاشق محبتى كه در كلامت موج مى زند



  و عاشق تصورى كه از زندگی در ذهن امیدوارت داری!




  دوسـتـت مـی دارم !!!



 اصلاً چه لزومی دارد بدانی عشق چیست؟



  می خواهم به اندازه ای که تو باید عاشقم باشی



   هم دوستت داشته باشم !!!
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 12:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بیرحمی ام را ببین

صورتت بوی باران میدهد


انگار خاطره ای رد شده است


میدانم هوای خاطرت مرا میخواهد


وتو را بی انکه خواسته باشم


به گریه انداختم


بوی بارانت را از دور هم حس میکنم


چشمانت آوای نبودنم را میخوانند


میترسم طوفانی شوی


و به صلیب کشیده شوی


صدای بارانت و سردی هوایت


مرا به خوردن چای میکشاند


یک فنجان چای.....


 و حس کردنت از دور


 که زجر نبودنم را میکشی


توبدان


تمام اینها


آرامم میکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 12:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

سیاوش منم نه از پریزادگان


از ایرانم از شهر آزادگان


که ایران بهشت است یا بوستان


همی بوی مشک آید از بوستان


سپندار پاسبان   ایران تو باد


ز خرداد روشن روان تو باد


ندانی که ایران نشست من است


جهان سر به زیر دو دست من است


هنر نزد ایرانیان است و بس


ندادند شیر ژیان را به کس


همه یکدلانند و یزدان شناس


به نیکی ندارند از بد هراس


دریغ است  ایران که ویران شود


کنام پلنگان و شیران شود


همه جای جنگی سواران بدی


نشستن گه شهریاران بدی


چو ایران نباشد تن من مباد


بر این بوم و بر زنده یک تن مباد


همه روی یکسر به جنگ آوریم


جهان بر بد اندیش تنگ آوریم


ز بهر بر و بوم و پیوند خویش


زن و کودک وخرد و فرزند خویش


همه سر به سر تن به کشتن دهیم


از آن به که کشور به دشمن دهیم


دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 12:32
+2
AmirAli
AmirAli
دختران گرامی، اگر دیدید دوس پسرتون، مشغول بازی یا کامپیوتر بود، و بازیش رو متوقف کرد تا به اس ام اس شما جواب بده، آدم باشید، از دستش ندید
باهاش ازدواج کنید، اینجور پسری کم گیر میاد…

دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 12:31
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

هر آدمی توی زندگی یک نفر بخصوص را می‌خواهد. 
یک نفر که بی‌قید و شرط عاشقش باشد.
یک نفر که با او، خود خودش باشد، بی‌هیچ نقابی. 
یک نفر که بی‌هراس از موهای ژولیده و صورت رنگ پریده‌ات،
با‌‌ همان قیافه به آغوشش پناه ببری،
و سر روی شانه‌هایش بگذاری.
زن و مرد هم ندارد.
توی زندگی مرد‌ها هم باید زنی باشد،
که صورت ِ آفتاب خورده و عرق کرده و ته ریش نامنظمشان را به اندازهء صورت ۷ تیغه ء ادکلن زده دوست داشته باشد،
شاید هم بیشتر.…
آدم‌ها توی یک زندگی یک نفر بخصوص را می‌خواهند که برایش درد دل کنند، 
بی‌آنکه بترسند، بی‌آنکه هراس داشته باشند از حرف‌هایشان،
یک نفر که آن‌ها را‌‌ همان طور که هستند دوست داشته باشد،‌‌ همان طور غمگین،‌‌ همان طور شیطان،‌‌ همان طور پر حرف؛‌‌ 
همان طور ساکت،‌‌ همان طور غرغرو و‌‌ همان طور شلخته.
آدمی که وقت ِ امدنش آرام شوی و مثل چشمه از حرف‌های نگفته قُل قُل کنی و بجوشی.
آدمی که ساعت ِ دیدارش بخواهی بدوی جلوی آینه که «نکند مقبولش نباشم» آدم ِ تو نیست.
توی زندگی هر کس، یک نفر بخصوص باید باشد، 
تو آدم مخصوصِ کدام آدمی؟و که آدم مخصوص توست؟
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 12:19
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

وطن یعنی چه، یعنی دشت صحرا؟
وطن یعنی چه، یعنی رود دریـــــــا؟

وطن یعنی چه، یعنی باغ، بیشـــــه؟
وطن یعنی چه، یعنی كشت، ریشــه؟

وطن یعنی چه، یعنی شهر، خانه؟
وطن یعنی چه، یعنی آب، دانــــه؟

وطن یعنی چه، یعنی كار، پیشـــــه؟
وطن یعنی چه، یعنی سنگ، تیشه؟


وطن یعنی همه آب و همه خــــاك
وطن یعنی همه عشق و همه پاك

وطن یعنی محبت، مهربانی
نثار هر كه دانی و ندانـــــی

وطن یعنی نگاه هموطن دوســــــت
هر آنجایی كه دانی هموطن اوست

وطن یعنی قرار بـــی‌قراری
پرستاری، كمك، بیمار‌داری

وطن یعنی غم همسایه خوردن
وطن یعنی دل همسایه بــــردن

وطن یعنی درخت ریشه در خاك
وطن یعنی زلال چشمه پـــــــاك

ستیغ و صخره و دریا و هامون
ارس، زاینده رود، اروند، كارون

دنا، الوند، كركس، تاق‌بستان


هزار و قافلانكوه و پلنگـــــــان

وطن یعنی بلنــدای دمــاونـــــد
شكیبا، دل در آتش، پای در بند

وطن یعنی شكوه اشترانكوه
به دریای گهر استاده نستوه

وطن یعنی سهند صخره پیكر
ستیغ سینه در سنگ تمنــدر


 


وطن یعنی وطن استان به استــــــان
خراسان، سیستان، سمنان، لرستان

كویر لوت، كرمان، یزد، ساری
سپاهان، هگمتانه، بختیــاری

طبس، بوشهر، كردستان، مریوان
دو آذربـایجــان، ایــلام، گیـــــــلان

سنندج، فارس، خوزستان، تهران
بلوچستان و هرمزگان و زنجــــان

وطن یعنی دلی از عشق لبریز
گره باف ظریف فرش تبریــــــــز

وطن یعنی هنر یعنی سپاهان
حریر دستباف فرش كاشـــــان

وطن یعنی ز هر ایل و تباری
وطن را پاسبانی، پاسـداری

وطن یعنی دلیر و گرد با هم
وطن یعنی بلوچ و كرد با هم

وطن یعنی سواران و سواری


لر و كرد و یموت و بختیــــاری

وطن یعنی سرای ترك با پارس
وطن یعنی خلیج تا ابد فـــارس

وطن یعنی كتیبه در دل سنــگ
تمدن، دین، هنر، تاریخ، فرهنگ

وطن یعنی همه نیك و به هنجار
چه پندار و چه گفتار و چه كـردار

وطن یعنی شب رحمت شب قـــــدر
شب جوشن، شب روشن، شب بدر

وطن یعنی هم از دور و هم از دیر
سـده ،نوروز، یلــدا ،مهرگـان ،تیـــــــر

هزاران خط و نقش مانده در یاد
صبـــا كلهر کــمال‌الملك بهــزاد

نكیسا باربد تنبور نی چنـــگ
سرود تیشه فرهاد در سنگ

سر و سرمایه‌های سرفرازی
حكیم و بوعلی سـینا و رازی

به اوج علم و دانش رهنوردی
ابوریحــان و صـدرا سـهروردی

به بحر علم و دانش ناخـدائی
عراقی رودكی جامی سنائی

وطن یعنی به فرهنگ آشنائی
دُر لفـــظ دری را دهخــــــدائی



وطن یعنی جهانی در دل جام
وطن یعنی رباعیــــات خیــــام

وطن یعنی همه شیرین كلامی
عفاف عشـــق در شـعر نظامی

وطن یعنی پیــام پند سعدی
زبان پیوسته در پیوند سعدی

وطن یعنی نگاه مولوی ســـــوز
حضور نور در شمس شب و روز

وطن یعنی هوا و حال حافظ
شكوه بــاور انـدر فـال حافظ

وطن یعنی بتیره دمدمه كوس
طلوع آفتاب شـــعر از طـــوس

وطن یعنی شب شهنامه خوانــدن
سخن چون رستم از سهراب راندن

وطن یعنی رهائی ز آتش و خون
خروش كاوه و خشـــم فریــــدون

وطن یعنی زبان حال سیمرغ
حدیث یـال زال و بال سیمرغ

وطن یعنی گرامی مرز تا مرز
وطن یعنی حریم گــیو گـودرز

وطن یعنی امید ناامیدان
خروش و ویله گردآفریدان

وطن یعنی دل و دستی در آتش
روان و تن كــمان و آتـــــش آرش


وطن یعنی لگام و زین و مهمیز
سواران قران و رخش و شبـدیز

وطن یعنی شبح یعنی شبیخون
وطن یعنی جلال الدین و جیحون

وطن یعنی به دشمن راه بستن
به اوج آریـــوبــرزن نشســـــتــن

وطن یعنی دو دست از جان كشیدن
به تنگسـتان و دشتسـتان رسیـــدن

زمین شستن ز استبداد و از كین
به خــون گــرم در گــرمابه فــــین

وطن یعنی اذان عشــق گفـتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن

نماز خون به خونین شهر خواندن
مهاجـم را ز خرمشــــهر رانـــــدن

سپاه جان به خوزستان كشیدن
شهادت را به جـان ارزان خریـدن

وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت

وطن یعنی شهید آزاده جانباز
شلمچه پاوه سوسنگرد اهواز

وطن یعنی شكوه سرفرازی
وطن یعنی ز عالم بی‌نیازی

وطن یعنی گذشته حال فردا
تمـام سهم یك ملـت ز دنیـــا

وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همــین جــا یعنـی
ایــــــــــــــــــران
دیدگاه  •   •   •  1392/08/24 - 12:03
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ