یافتن پست: #بد

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﮔﻔﺖ : ﭘﺪﺭ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩ ﺣﺎﺟﯽ ﻓﯿﺮﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ، ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﭼﻪ ﺍﺩﺍﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺭمی آﻭﺭﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﻨﺪ ؛ ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭ ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺷﻢ ﺁﻣﺪ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺩﺍ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯿﺪ ، ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎش ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ …
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍی آن روز ﻣﺮﺩﻡ ﺣﺎﺟﯽ ﻓﯿﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﯿﻨﮏ ﺩﻭﺩﯼ ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩ ﺩﯾﺪﻧﺪ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
استاد اومده سر کلاس میگه

:

بچه ها این درسه سختیه و عمقش زیاده...

بد از اونور کلاس یکی شروع کرد به دست و پا زدن...

استاد پرسید چی شد؟

دوستش گفت: غرق شد دیگه استاد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:28
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:18
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امشب همینجور که نشسته بودم روبروی مامانم . از بیکاری داشتم این طول و عرض دماغمو با انگشت شست و اشاره اندازه میگرفتم و در حال برآورد اندازه دماغم بودم ... مامانمم هر از چند گاهی نگام میکرد ... یهو بعد از اندازه گیری گفتم : مامان نگا عرض دماغم اینقدیه ! ... بعد گف میدونی تو باید با کولیس اندازه های دماغتو بگیری ! بعدم خندید :)))))))))))))))))))
یادم اومد کولیس وسیله ای هس که باهاش قطر لوله و استوانه ها رو اندازه میگیرن
و باز من موندم چی جوابشو بدم و نهایتا خیت شدم :l
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:07
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 11:39
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلــم پاییـــز میخواهد

ترجیحا مــهر ماه

باران هم بــبارد و تـنهـــایى

دلــم قدم زدن میخواهد

از ایـــنجا تا جایی بی انتـــها

تا جایى كه توانی براى ادامه نـــماند

تا اوج لـــمس رنگ بـرگ ها

تا نهـــایت استـشمام خوشبـوتـــــرین عطـر جهــان

لا به لاى درختان نیــمه برهنه ى نــم خورده ...

دلــم بدجـور بــــى تاب پاییــــز است

فصـل مـــن ...

زودتــــــــر بیـــا
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:40
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش خدا روی بعضی* از آدم*ها با ماژیک قرمز علامت میگذاشت !
تا ما بدونیم باید بیشتر مطالعه شون کنیم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:13
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنی به پناه شانه های مردانه تو دل سپرده است ...



تو به كشف اندام زنانه او چشم دوخته ای ....



-جایی دیگر-



مردی به مهر و عاطفه زنانه تو دل سپرده است ...



تو با ماشین حساب به جان دارایی او افتاده ی ...



-برمیگردیم به ابتدا-



چرا خوب با خوب نه!



چرا بد با بد نه!



چرا خوب با بد ؟!



مگه نه اینكه میگن... خلایق هرچه لایق!؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:04
+1
xroyal54
xroyal54
فبل از امتحان
در خارج:
جیمس :رفیق برات ارزوی موفقیت می کنم.
سم :ممنون جیمس منم همین طور.
در ایران:
محمد :علی تقلب برسونیا
علی :محمد نمی تونم یکی باید بیاد به خود بدبختم برسونه.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:34
+6
saeed
saeed
از تو میگذرم بی آنکه دیگر تو را ببینم ،

از تو میگذرم بی آنکه خاطره ای را از تو بر دوش بکشم ،

نمیخواهم دیگر طعمی را از عشق بچشم.

از تو میگذرم ، تویی که گذشتی از همه چیز ،

این را هم فراموش میکنم ، جای من در اینجا نیست!

میروم تا آرام باشی ، تا از شر من و احساسم راحت باشی ،

میروم تا روزی پشیمان شوی ،حیف احساسات عاشقانه ام بود ،

میروم تا با کسی دیگر همنشین شوی

از تو میگذرم و شک نکن که فراموشت میکنم ،

هر چه شمع و شعله و آتش بود را در قلبم خاموش میکنم ….

نه اندیشیدن به تو فایده دارد ، نه فکر کردن به خاطره هایت ،

حالا آنقدر به دنبالم بیا تا خسته شود پاهایت….

تو لیاقت مرا نداری ، از تو میگذرم تو ارزشی برایم نداری….

کارت شده بود دلشکستن و بی وفایی ،

روز و شب من این شده بود که از تو سوال کنم کجایی؟؟

چرا پاسخی به دل گرفته ام نمیدهی ،

چرا سرد شده ای و مثل آن روزها سراغی از من نمیگیری؟

فکر کرده ای کیستی، برو با همان عاشقان سینه چاکت ،

برو که تو با یک نفر راضی نیستی!

از تو میگذرم بی آنکه تو را ببینم ،

محال است دیگر برگردم ، حتی اگر از غم و غصه بمیرم….

از تو میگذرم و بی خیالت میشوم ،

شک نکن بدون تو از شر هر چه غم در این دنیاست راحت میشوم

اشتباه گرفته ای ، من آن کسی که میخواهی نیستم ،

تا هر چه دلت خواست با دلش بازی کنی ،

میروم تا حتی نتوانی یک لحظه هم نگاهم کنی….

از تو میگذرم بی آنکه لحظه ای برگردم و تو را ببینم ،

یک روز بیا تا حساب تمام بی محبتهایت را از قلب شکسته ام برایت بگیرم….

.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:24
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ