`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
کودکی را گم کرده
با شنلی قرمز
که با یک سبد محبت
و چند دانه سیب
به دیدار مادربزرگ میرفت
کودکی
که از هیچ گرگی نمیترسید
در تب عشق
درونمکودکی را گم کرده
با شنلی قرمز
که با یک سبد محبت
و چند دانه سیب
به دیدار مادربزرگ میرفت
کودکی
که از هیچ گرگی نمیترسید










