parnian
خدايا!
به تو سپردمش،اما يه خواهشی ازت دارم!
يه روزی...
يه جايی...
بغل غريبه...
مستِ مست...
.
.
.
.
.
.
بدجوري ياد من بندازيش!
payam65
عشق من در سفر عشق خطر باید کرد
سینه را بر سر مقصود سپر باید کرد
از شب و ظلمت و از ظلم نباید ترسید
تا به خورشید فقط ذکر سحر باید
کرد
به وصال دل از این راه خبر باید داد
و جهان را هم از این راز
خبر باید کرد
تیغه ی درد اگر از رگ و جان داشت گذر
عاقبت از لبه ی
تیغ گذر باید کرد
عشق من در سفر عشق خطر باید کرد
موج در موج اگر
شاهد دریا باشیم
قطره قطره به دل دوست اثر باید کرد
از سفر جز هنر
عشق نباید آموخت
از دل خود به دل دوست سفر باید کرد
عشق من در سفر
عشق خطر باید کرد
یار من چرخ به دلخواه نخواهد چرخید
تا بدانی به
چه تدبیر هنر باید کرد
فتح این قله ی آزاد به آسانی نیست
عشق من در
سفر عشق خطر باید کرد
payam65
مدت زیادی از زمان ازدواجشان میگذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیبهای خاص خودش را داشت.
یک روز زن که از ساعتهای زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده میدید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمیدر دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان میشود را بنویسید و در مورد آنها بحث و تبادل نظر کنند.
زن که گلههای بسیاری داشت بدون اینکه سرخود را بلند کند، شروع کرد به نوشتن.
مرد پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسر، نوشتن را آغاز کرد.
یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذها را رد وبدل کردند. مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند…
اما زن با دیدن کاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد.
شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود: ”دوستت دارم عزیزم”
payam65
سعي كن تنها باشي:
زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت.
بگذار عظمت عشق را درك نكني:
زيرا آنقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد كرد.
بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد:
زيرا اگر عشقي در آن منزل كند
به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد.
اما اگر عاشق شدي:
سعي كن تنها يك نفر را دوست داشته باشي
♥ نگار ♥
چقدر خوبه عاشقش باشی در کمال سادگی و دستشو بگیری و به همه بگی این عشق منه بدون خجالت
آخرین ویرایش توسط
NEGAR1992 در [1391/01/13 - 18:12]
reza
وای خدا تنهایی چه درد بدیه
دارم میترکم
parnian
با گره ی هیچ سبزه ای …
نحسی ی این سیزده بدر نمی شود
بخت بازوان ِ مرا ،
تنهــا آغوش ِ تو باز خواهد کرد