یافتن پست: #بد

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین بچه های دوست داشتنی ای بودیم ما..!{-7-} {-11-}
10 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:21
+13
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یکی از کارهایی که علاقه دارم انجام بدم
اینه که واسه یه فیلم زیرنویس فارسی بدم بیرون
بعد اول فیلم بنویسم این یارو رو می‌بینی؟ آخر فیلم می‌میره!{-33-}{-33-}
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:59
+12
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
انقدر بدم میاد از اینایی که از من بدشون میاد !!{-19-}
والله{-39-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:56
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ایرانسل دیگه داره جای دوستامو پر می کنه ، فقط مونده اس ام اس بده کجایی ؟
{-38-}{-38-}{-38-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:45
+8
reza
reza
با خوبی ها وبدی ها، هرآنچه که بود؛
برگی دیگر ازدفتر روزگار ورق خورد
برگ دیگری ازدرخت زمان برزمین افتاد،
سالی دیگرگذشت

روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:44
+2
reza
reza
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:40
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
برام چند وقته سوال شده که

واقعاً ، توکه با عشوه گری ، از همه دل میبری ، منو شیدا میکنی ، چرا نمیـر قـــ ــصی ؟؟

مشکلت دقیقاً چیه !؟!؟
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:33
+10
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در MEETING S
امروز روز جهانی “فضولی”بود

هر کسی یه سوالی که ته دلش مونده ازم بپرسه قول میدم جواب بدم !{-14-}
16 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:29
+11
ali rad
ali rad
اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم! بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:22
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ای باران نبار..........

نه چتر دارم ...........

نه یار.......................
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:12
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ