یافتن پست: #بد

ronak
ronak
هش چیست ؟ Hosh
جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمزی نگه می دارد !!!
هه هه هه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:23
+4
رضا
رضا
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:19
+2
sasan pool
sasan pool
وابستگی چه زود اتفاق می افتد
.
.
.
.
.
قبل از آنكه بدانی
راه بر گشت را گم كرده ای...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:10
+2
رضا
رضا
خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

حالا چه مانده از من ؟... یک مشت شعر بیمار

انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن

اما... امید باطل... شب دائمی ست انگار

با تار و پود این شب باید غزل ببافم

وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار

دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست

بار ترانه ها را از دوش عشق بردار

بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم

دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار

وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد

پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار

شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود

کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار

از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس

از شوق زنده بودن... تا خنده ای سرِ دار
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:56
+1
mah3a
mah3a
تن خسته ای ولی خوابت نمی بره
این حس لعنتی از مرگ بدتره !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:36
+4
mah3a
mah3a
فقط يک ايرانی ميتونه با بوق ماشين هم سلام کنه،هم خداحافظی،هم فحش بده و هم تشکر کنه :)))))
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:35
+4
mah3a
mah3a
بازنده من هستم ؛ که هر شب در را باز می گذارم ، شاید بازگردی .... دزد هم که بیاید ؛ چیز مهمی برای بردن نمی یابد ! مهم من بودم ، که تو بردی ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 12:28
+4
ronak
ronak
یادش بخیر، یه همکلاسی داشتیم خیلی خرخون بود، وقتی درس میخوند خط به خط کتابو حفظ میکرد

یه روز معلم آوردش پاتخته و ازش یه سوال پرسید

کتاب درباره ی همون سوال 15 خط توضیح داده بود ولی جوری بود که میشد تو 4 خط خلاصه اش کرد

این پسره همه ی اون 15 خطو کامل تعریف کرد بدون اینکه حتی یه "واو" جا بندازه

آخر سر حواسش نبود گفت :

"به شکل زیر توجه کنید"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 11:06
ronak
ronak
هـرچـی دیـدم نـفـهـمـیـدم چـی داره مـیـکـشـه شـمـا فـهـمـیـدیـن بـه مـنـم بـگـیـن...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 01:01
+8
ronak
ronak
عمیق ترین درد زندگی
دل بستن
به کسی است
که بدانی
به تو تعلق ندارد.....!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 00:25
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ