عسل ایرانی
این قضیه میگن واقعیت داره و توی مشهد اتفاق افتاده
مسافرکشه بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :آقا منو میشناسی ؟راننده میگه : نه یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه. شما ؟مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن
mah3a
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبش شوخی نکنین حرمتا شکسته میشه !
هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبش خوبی نکنین تبدیل به وظیفه میشه !
امیرحسین
فقط يک ايرانی ميتونه با بوق ماشين هم سلام کنه،هم خداحافظی،
هم فحش بده و هم تشکر کنه... !
سحر
و من آموختم که:
خواستن همیشه توانستن نیست...
گاهی خواستن داغ بزرگی است، که تا ابد بر دلت می ماند...
نیوشا
بی خیال بابا
میبینم که کم اوردین
نگم بهتره
mah3a
روز مهندس بر مهندسین "بیــــــــــــــــــکار" از جمله خودم مبارک
اضافه کنم
(( چقدر این مهندسا خودشون رو تحویل می گیرن!
"خود مهم پنداری" هم درد بدیه ها! ... ))