آوینی تو جنگ کشتهمیشه، به [!] میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. [!] میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: کیه؟ [!] میگه: ببخشید، منزل شهید آوینی؟!
٣تا اُسکول دير به قطار ميرسن دنبال قطار ميدون ، ٢تاشون با هر بدبختى سوار ميشن ، سومى نمیرسه شروع ميكنه به خنديدن
ميگن: چرا ميخندى؟
ميگه: آخه اون ٢ تا واسه بدرقه من اومده بودن !!!
از انسان ها غمی به دل نگیر: زیرا خود نیز غمگینند،
با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند،زیرابه
خود و به عشق خود وبه حقیقت خودنیز شک دارند،
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند..