یافتن پست: #بد

امید
امید
نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه یکی برای تو نیست
نیا گل نرگس به دعوت ما
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست
نیا گل نرگس که چون علی تنها
به فجر ظهورت کسی کنار تو نیست
نیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا,دعای ظهور است ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش
که جای سجده گه ما هنوز مال تو نیست
نیا گل نرگس که حرف من...میعاد
فقط بیان سرابی ست که انتظار تو نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 12:31
+2
امید
امید
خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم
یکی از گریه های شیرین کودکیم را بده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 12:28
+2
aB'Bas S
aB'Bas S
بدنم تو حلقتون
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 08:39
+2
پاراگلایدر
پاراگلایدر
"من عشق هستم" I am Love داستان عشق بدون پیش شرط است و تقابلش با خانواده. گرچه داستان تکراری است ولی وقتی داستانی دائم تکرار می شود در دنیای واقعی، دنیای تخیلی چاره ای ندارد جز اینکه دوباره و دوباره سوال را تکرار کند؟ عشق و خانواده چقدر به هم ربط دارند؟ حالا دیگر دنیای تخیلی به قصه های عاشق شدنها کاری ندارد. حالا دیگر رومئو و ژولیت ها بی دردسر تر از گذشته ها به هم می رسند. موضوع این روزها عاشق ما
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 03:19
+2
سحر
سحر
بدون شرح
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 01:21
+6
hadith
hadith
یه خسیس تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! دبخت شدم خاک تو سر شدم…افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده…یارو یه نگاه به دستش کرد وگفت: یاحضرت عباس ساعتم……!{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:55
+5
hadith
hadith
سال 1290: مادر داماد: تاج طلا اوردیم ... دخترتونو بردیم...
مادر عروس: تاج طلا ارزونی تون دختر نمیدیم بهتون...

سال 1390: مادر داماد: شونه تخم مرغ اوردیم... دخترتونو بردیم.... ...
مادر عروس: دخترم بلند شو چمدونتو گذاشتم دم در... بدو ...خواهر برادرات گشنشونه.{-33-}{-33-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:54
+5
poria
poria
man ke raftam bekhosbam farda bayad eyne chi kar konam.???age goftin eyne chi ??????
7 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:24
+7
moein
moein
سه تا تهرونی رفته بودن اصفهان به قصد این که اصفهانی ها رو دست بیاندازند.
یه هفته سعی کردن ولی نتونستند. روز آخر وقتی داشتند بر می گشتن تهران، کنار یه توالت عمومی که چند تا اصفهانی هم نزدیکش ایستاده بودن توقف کردند.
یکیشون گفت: اکبر! ما یه بدهی هم به این اصفهانی ها داریم، بدیم و بریم...
رفت توی توالت و... اومد بیرون و همین طور که داشت لباسش رو مرتب می کرد گفت: ما بدهی مون رو دادیم.
یکی از اصفهانی
5 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:09
+4
مهسا
مهسا
آدمهای ساده رو دوست دارم. همان ها که بدی هیچ کس رو باور ندارن. همون ها که برای همه لبخند دارند. همون ها که همیشه هستند، برای همه هستند. آدمهای ساده رو باید مثل یک تابلوی نقاشی زيبا ساعتها تماشا کرد؛ عمرشون کوتاه ست. چون بعضي ها كه نميخوان با اين خصلت زيبا آشنا باشند با خيال زرنگ بودن یا ازشون سوء استفاده می کنن یا زمینشون میزنن یا درس ساده نبودن بهشان می دهد. آدم های ساده را دوست دارم. بوی ناب “آد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/19 - 23:21
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ