یافتن پست: #برنامه

آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1391/01/18 - 08:05]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:23
+11
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/20 - 18:25]
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 17:58
+12
انسان ها 10 دسته اند، آنهایی که صفر و یک می فهمند و آنهایی که صفر و یک نمی فهمند!

رویکرد گروه از نظر زبان برنامه نویسی:
سی ++
سی شارپ دات نت
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 17:38
+10
سحر
سحر
شما هم موقع نصب برنامه اینطوری میکنید !؟!؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:58
+10
Andres
Andres
روزنامه ی دنیای اقتصاد : انتقال برنامه ی 90 به شبکه ی ورزش
پ.ن : گفتن که مجریا ویترین برنامه ئن ، نه مالک آن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 00:36
+3
saina
saina
سلام کی میتونه واسم یه برنامه vb خانه رو بنویسه؟؟{-55-}{-54-}{-36-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:49
+2
ebrahim
ebrahim
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی!
میگفت: شما... مام میگفتیم: ما؟
میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین!
مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر!
آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..!
یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!
.
.
.
واسه شمام اتفاق افتاده بود ؟ :))
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 18:58
+4
benyamin
benyamin
انسان اولیه وقتی از سر کارش برمیگرده خونه تصمیم می[!]ه بره دوش بگیره به زنش میگه پس لباسهای من کو ؟
زن : امروز تلویزون برنامه اشپزی داشت باهاش دلمه برگ مو درست کردم ! {-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 00:18
+5
mah3a
mah3a
همه ملت منتظرن برنامه ۹۰ پخش بشه بلکه عادل تو این صدا سیما به اصغر فرهادی یه تبریکی بگه !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 23:27
+3
شاهین
شاهین
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به معشوقه اش و میگه: زنم یه هفته میره ماموریت ، کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد ش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزنه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 20:26
+6
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ