یافتن پست: #بزرگ

*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 21:15
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 19:18
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 18:05
+7
zohre
zohre

گاهی باید بی رحم بود. نه با دوست، نه با دشمن، که با خودت ! و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می خوابانی بر صورتت… . . . بـــرنده گــوش می دهــد بازنــده فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حــرف زدن است

آخرین ویرایش توسط zohre در [1392/09/7 - 17:07]
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 17:06
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دختری که...

مثه من o-O

شیطونی نکنه...بهونه نگیره...

قهرنکنه...رومخ نره...

حرص نده...حسودی نکنه...

که دخترنیست!!!!!!

مامان بزرگه:|

دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 20:15
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
“دیگه بازی نیستی”
یکی از بزرگترین تهدیدهای دوران کودکی
دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 20:00
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 19:16
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
چ کسی میگوید:ک گرانی شده است؟دوره ارزانیست!!دل ربودن ارزان!دل شکستن ارزان!دشمنی هاارزان ودروغ ازهمه چیزارزانتر! قیمت عشق چقدرکم شده است! کمترازآب روان...و چ تخفیف بزرگی خورده،قیمت هرانسان
دیدگاه  •   •   •  1392/09/6 - 11:14
+4
محمد
محمد

ما يه مزيت خيلي خوبي که داريم اينه که



وقتي که بزرگ شديم ، و به مامان و بابا تبديل شديم



سر زده رفتيم تو اتاق بچمون و ديديم داره به صفحه دسکتاپ خيره ميشه



يکي ميکوبيم پس کلش



ميگيم کره سگ بيار بالا ببينم چي داشتي ميديدي ^.^
دیدگاه  •   •   •  1392/09/5 - 21:16
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مامان بزرگم خیلی مذهبیه

یه روز یه مجله دستش بود گفت زمونه خیلی خراب شده واقعا

فساد جامعه رو گرفته !!

گفتم چی شده مگه مامان بزرگ

میگه بیا این مجله رو بــــبین ...

رفتم دیدم یه اقا با کت و شلوار صفحه ی سمت چپ بود

یه خانوم چادری هم صفحه سمت راست بود !

تعجب کردم گفتم خوب اینا مگه چشونه؟؟؟

گفت نگاه کن الان مجله رو میبندم این اقا میچسبه به خانومه!!

قیافه ی من در اون لحظه :| :| :| :|

حالا هی با دستاش مجله رو باز و بسته میکرد میگفت : میبینیشون؟

بازم من :| :| :| :|

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:53
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ