یافتن پست: #بچه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر همسایون 6 سالشه. دستشو زده به کمرش با عشوه میگه: دلت بسوزه واسم خواستگار اومده.
بهش میگم آخه بچه تو اصلا میدونی خواستگار چیه؟ در اومده میگه آره یه موجوده کثیفه که میاد میوه های گرونو میخوره، میره و دیگه پیداش نمیشه.
من دیگه حرفی ندارم...
دیدگاه  •   •   •  1393/05/17 - 17:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه ماشین لوکس شاسی بلند دیدم که سانروفشو باز کرده بود،
و ۲ تا بچه سرشونو آورده بودن بیرون مث چی حال میکردن،
یاد بچگی های خودم افتادم همچنین حسی رو پشت وانت تجربه میکردیم
2 دیدگاه  •   •   •  1393/05/17 - 17:10
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/05/17 - 14:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/05/14 - 20:20
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیشب ساعت ۳شب بابام اومده بالا سرم بیدارم کرده میگه : پسرم پسرم !
من : هوووم ؟؟
بابام : بابا بیداری ؟
من : آره بابا دارم تنیس رو میز بازی میکنم.
بابام : زهرمار مگه من باهات شوخی دارم ؟
من : پدر من خو ساعت ۳ بیدارم کردی میگی مگه خوابی ؟
بترس از روز رستاخیز ، بترس از آتش دوزخ !
بابام : بابا خوابم نمیبره بیا با هم شطرنج بازی کنیم !
من : ای خدااااااااااا
حالا داشتیم بازی میکردیم سربازو هفت هشت خونه تکون داد…
من : بابا اون سربازه مازراتی نیست که اینجور میرونیش ؟!
بابام : هزار بار گفتم احترام بزرگترت رو داشته باش ،
پاشو گمشو بیرون میخوام بخوابم بچه سوسول ؛
کسی که جنبه تقلب رو نداره اصلا باهاش بازی نمیکنم !!!
دیدگاه  •   •   •  1393/05/14 - 20:14
+5
مهسا
مهسا
1 دیدگاه  •   •   •  1393/05/14 - 20:05
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه ها با این تعریفایی که من از بهشت شنیدم

(حوری و نوشیدنی و باغ و ...)

خودمم بخوام بابام نمیذاره بیام.....

شما برید بهتون خوش بگذره ...!

:(
دیدگاه  •   •   •  1393/05/13 - 14:48
+4
korosh
korosh
آخرین ویرایش توسط korosh در [1393/05/8 - 13:53]
2 دیدگاه  •   •   •  1393/05/8 - 13:52
+1
-2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/05/7 - 16:39
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/05/5 - 19:57
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ