دختر است دیگر... گاهی دلش می خواد بهانه های الکی بگیرد به هوای آغوش تو شانه های تو... ... که بعد، تــو آرام خیلی آرام در گوشش زمزمه کنی: ببین من عاشقتــــم...
آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد . شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ، چه قدر دوســتت دارد ! و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد !
کمی صبر کن خوب می شوم... بگذار باران بزند دلم بگیرد میروم زیر آسمانت دستهایم را می سپارم به دستت سرم را می گیرم به سمتت.. قلبم مالِ تو؛ اشک هایم که جاری شود، می شوم همانی که دوست داری پاک، استوار، امیدوار بگذار باران بزند...