یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند ساعتی با هم بودیم تو به ساعت نگاه میکردی من به تو. توقرارداشتی و من بی قراری
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ساده‌ترین صدا

صدای یک لیوان

وقتی لیوان را پایین می‌گذاری

روی میز چوبی، صدای چوب

بر لیوان

انگار برق شادی

بر چهره‌ی محزون

که من هنوز هستم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بار بابام گفت برو چایی بریز



منم گفتم تو نزدیک تری به آشپزخونه. برو بریز بیار بخوریم



پاشد رفت اون سر پذیرایی نشست گفت حالا تو نزدیک تری. برو بریز بیار بخوریم.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو به احساست بیاموز نفس نکشد

هوای دل ها آلـوده است

اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:51
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بر عکس فلش مموری ها که روز به روز کوچکتر می شوند و پرظرفیت تر
بعضی آدم ها روز به روز بزرگتر می شن و . . . بی ظرفیت تر . . .

خاک بر اون سرت که از یه فلش مموری هم کمتری خاااااااک خــــــــــــــــاک :|
خاک بدین خاک کم آوردم:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:47
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دولت غم سر اومده رفیق اکبر اومده ببین چه با ناز اومده [!] ساز اومده
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه زیر سبیل زندگی کردیم
زیر سبیل کورش کبیر،
زیر سبیل نادرجهان‌گیر،
زیر سبیلِ نداشته‌ی آغا محمدخان
زیر سبیل قزاقی رضا شصت‌تیر،
زیر سبیل‌های کوتاه شده از بالای لب
با قیچی مذهب
...
برای ما
زیرِ سبیل و زیر هشت فرقی با هم نداشت
و اینترنت آفریده شد در هشتمین روزِ خلقت
تا با هم به سخن درآییم
...
اعتراف می‌کنم به بدوی بودن خود و هم‌نسلانمان
اما اینترنت را چه دیده‌ای؟

شاید ما هم حماسه‌ای تازه آف[!]م
و کاری کردیم جهان، به جهان مجازی ما ایمان آورد!
اینترنت را چه دیده‌ای؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
پسری که این سر شهر میکوبه میاد دنبال تو،
پسری که بدون ترس ومحکم،همه جا دستاشو دورت حلقه میکنه،
پسری که دستات رو تو چراغ قرمز خیابونا محکم تر میگیره،
پسری که تو بیرون رفتن های دست جمعی ساکت تر از همیشه است،
پسری که وقتی داری حرف می زنی تو صورتت لبخند میزنه،
پسری که موهاتو از جلوی چشات میزنه کنار،
پسری که وقتی تو خودتی قلقلکت میده؛
این پسر نیست،این دیوثه :))
بس که با این و اون بوده حرفه ای شده،گردنشو بزن
زیادی هم احساساتی نشو :)))
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:30
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
شمـــام وقتی از خواب بیدار میشید چند دقیقه تو جاتون میمونیـــن تا لـــود بشین آیــــــا ؟؟ {-30-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:19
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون
رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد
یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!! میگه نه !! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمدونستم خواهرتو بود !
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد خوابید ولی خواهرمو نشناخت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:12
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ