یافتن پست: #بی

سحر
سحر
"اینا خود درگیری دارند خودشون خودشونو میگیرند خودشون ریش گرو میزارند خودشونو آزاد میکنند"

دیالوگ زنده یاد خسرو شکیبایی در فیلم دل شکسته.
روحش شاد . . .
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:42
+10
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
از خانـــ ـه که می*آیـــ ـی

یک " دستمــــ ـال سفیـــ ـد "

" پاکتی سیگـــ ـار "

" گزیــــ ـده شعــ ـر فروغ "

و تحملـــ ـی طولانـــ ـی بیـــ ـاور

احتمـــ ـالِ گریستــنِـــــ ـ ـ ما بسیــــ ـار است ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:34
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
یــک نفـــر بیـــایــد و مـــرا محکــم دوســت بـــدارد

و بــه هیــچ دلیلــی بـــرای ایــن کـــارش فکـــر نکنــــد !

لطـــفـــا" ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:08
+1
sepideh
sepideh
‫یه سرچ توی گذشته یِ آدمای بی احساس بزنی جایِ پایِ یه آدم خائنُ میبینی!!‬
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:04
+2
arman
arman
اگه یه بار دیگه بهم تلنگر بزنی
تلنگر بارونت می کنم {-18-}{-48-}@j-a-v-a-n
16 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:04
+4
fowkes
fowkes
{-33-}
آقای داماد چه کاره هستن؟
- توی شرکت پاکسان کار میکنن
- اونجا کارشون چیه دقیقا؟
. به سلامت خانواده می اندیشن
7 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:02
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
برای به دام انداختن میمون ها ،گردویی در کوزه انداخته وزمانی که میمون کوچولو دستش را در کوزه کرده تا با ولع تمام گردو را در بیاورد ،دست مشت شده اش در کوزه گیر می کند و 99 درصد اوقات او حاضر نیست گردو را رها کند تا دستش آزاد شود ...پس می نشیند تا بیایند و او را به اسارت برده یا سر ببرند .
همه آنچه می خواهم بگویم ،این است...اگر در زندگی گیر کرده ای ،رکود وجودت را به آتش کشیده و اسیر دو دو تا چهار تا شده ای ...مشتت را باز کن! گردو یی که اسیرت کرده را بیانداز!گاهی دو دو تا چهار تا جواب نمی دهد .
باور کن این تنها شرط رهایی توست .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:01
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
زن: میشه توی کار باغچه کمکم کنی؟
مرد: تو فکر کردی من باغبانم؟
زن: میشه توی تعمیر دستگیره در کمکم کنی؟
مرد: تو فکر کردی من نجارم؟
بعد از ظهر مرد از سر کار بر میگردد و میبیند همه چیز درست شده است .
مرد: کی دستگیره در رو درست کرد و باغچه را رو به راه کرد؟
زن: مرد همسایه و در ازاش ازم خواست یا یک همبرگر بهش بدم یا یک لب!
مرد : حتما تو بهش همبرگر را دادی!
زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:58
+6
sepideh
sepideh
موضوع انشاء :
نوروز خود را چگونه گذراندید ؟

فرزند کارمند شرکت نفت :
ما رفتیم سوئیس بابا خرج کرد ما خوردیم و خندیدیم

فرزند کارمندبانک :
مارفتیم دبی بابا خرج کرد ما خوردیم و خندیدیم

فرزند کارگر :
ما هیچ جا نرفتیم شرکت به ما سبد کالا نخود و لوبیا داد
بابا خورد گوزید ما خندیدیم=))
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:50
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو حرفت را بزن ....!
چه کار داری که باران نمی بارد ...؟!!!
اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی کنند
دست خودشان نیست .....
به شرط چاقو به دنیا آمده اند
و تا پیراهنت را سیاه نبینند
باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی ....!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:45
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ