یافتن پست: #بی

Behdad
Behdad
عموم میخاست بره سفر خارج واسه همین زود تر اومد عید دیدنی
با این هیکلم زوری عیدی داد بهم
2تا تراول 50 تومنی داد
بیشترین عیدی بود که تو عمرم گرفتم {-46-}{-42-}
آخرین ویرایش توسط BEHDAD در [1390/12/28 - 21:38]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:37
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین بچه های دوست داشتنی ای بودیم ما..!{-7-} {-11-}
10 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:21
+13
fowkes
fowkes
امروز بعدازظهر به اصرار یکی از دوستان اخراجیهای 3 رو برای اولین بار دیدم
از بعداز ظهر احساس میکنم با تراکتور از رو شعورم رد شدن{-6-}{-6-}
9 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:20
+5
-5
reza
reza
چیزهایی هست که نمی توان به زبان آورد ، چرا که واژه ای برای بیان آنها وجود ندارد
اگر هم وجود داشته باشد کسی معنای آن را درک نمی کند .
اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک می کنی ...
اما هرگز این دستهای تیره ای را که قلب مرا در تنهایی گاه می سوزاند و گاه منجمد می کند،
درک نخواهی کرد

ترانه شرقی/فردریکو گارسیا لورکا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 21:08
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یکی از کارهایی که علاقه دارم انجام بدم
اینه که واسه یه فیلم زیرنویس فارسی بدم بیرون
بعد اول فیلم بنویسم این یارو رو می‌بینی؟ آخر فیلم می‌میره!{-33-}{-33-}
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:59
+12
reza
reza
ما با خود رفتگانیم

و آنچه از ما بر جای مانده است

پیکری است تهی،

با حفره هایی در صورت

که می گویند روزگاری در آنها درخشش عجیبی بود

از چشم هایی که از حادثه عشق تر بودند

و خدا را در چند قدمی خویش می دیدند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:54
+1
reza
reza
چشم هایم را به بیمارستان می برم.

نمی دانم چه مرگشان شده!

هر شب در خواب

جایشان را خیس می کنند...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:51
+2
reza
reza
گنجشک می خندید ! به این که چرا هر روز ، بی هیچ پولی ، برایش دانه می پاشم ! من میگریستم ! به این که حتّی او هم ، محبّت مرا از سادگی ام می پندارد !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:47
+2
reza
reza
با خوبی ها وبدی ها، هرآنچه که بود؛
برگی دیگر ازدفتر روزگار ورق خورد
برگ دیگری ازدرخت زمان برزمین افتاد،
سالی دیگرگذشت

روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:44
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
برام چند وقته سوال شده که

واقعاً ، توکه با عشوه گری ، از همه دل میبری ، منو شیدا میکنی ، چرا نمیـر قـــ ــصی ؟؟

مشکلت دقیقاً چیه !؟!؟
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 20:33
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ