یافتن پست: #بی

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، يارو زده به شيشه ميگه آقا شما هم مي خواي گاز بزني؟
پـــ نه پـــ من مي خوام ليس بزنم...
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 11:21
+3
Danial
Danial
پارسال عید بود با دوست دخترم رفتیم یه کم خرید ، جلو یه مغازه کفش فروشی واسادیم ، من حواسم به مغازه بغلیش بود ، بهش گفتم بیا اینور این کفشاش قشنگه ، ولی جوابی نیومد!!! منم که همچنان نگاهم به ویترین مغازه بغلی بود دستشو گرفتم کشیدم سمت خودم و راه افتادم که دیدم یکی پشت سرم جیغ میزنه آقا ولم کن!!!! کمک... ولم کن دیوونه ... برگشتم دیدم ااااااااااا اینکه دوست دختر من نیست!!! نگو این تو همین فاصله می ره تو مغازه منم دست یه دختر دیگه رو میگرم ......... خلاصه آبرومون رفت! ولی کلی هم خندیدیم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 09:57
+3
مهسا
مهسا
زمستـ ــ ـان که بگـ ـ ـذرد در بهـ ـــ ـار شاید گلی بروید

شبیه آن چه تو در زمستانــ ــ ـی سختـــ ــ ـ بوییدی ...

امـ ــ ــا....آیا آن بهـــــ ــــــ ــــ ــــار خواهد آمــ ــــ ـــ ـــد؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 02:25
+5
مهسا
مهسا
خدایا..

در بین تمامی این تاریکی ها..

سختی ها..

شکست ها..

ودر میان ناامیدی این انسان ها..

من رنگ دیگر میگیرم..

رنگ امید..

و دستم را بسویت درازمیکنم..

دست خالی برم نگردان..

نشانم بده که رنگ امید پیروز است..

ونشانشان بده که همه چیز دست توست..

همه چیز.. {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 01:49
+4
مهسا
مهسا
@ronak کاش یادت نرود در این شهر شلوغ
بین ناباوری آدمها.....
یک نفر می خواهد که تو خندان باشی
نکند بین هیاهوی جهان....
بروم از یادت...{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 01:44
+5
مهسا
مهسا
2 چیز هیچوقت از یاد آدم نمی ره,دوستای خوب,روزای خوب
و 1 چیز هم هیچوقت از قلب نمی ره,
روزای خوبی که با دوستای خوب گذشت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 01:33
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
فک کنم تو زندگی قبلیم سراب بودم
با اینکه همه منو می بینن
ولی کسی باورم نمی کنه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 00:59
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 00:56
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
بهانه....
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری
... ... که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری
انگیزه ای برای فردا نداری
و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را
تنگ در آغوش بگیری
و گوشه ای ،گوشه ترین گوشه ای
که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 00:53
+4
مهسا
مهسا
چه موجود عجیبی است این انسان...!

وقتی صدایش می کنی، نمی شنود...

وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند...
...
وقتی دوستش داری، به فکرت نیست...

اما..........

وقتی می شنود که دیگر صدایت گرفته...

وقتی می بیند که خسته در راه افتاده ای...

وقتی به فکرت هست که دیگر نیستی...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 00:08
+4
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ