یافتن پست: #بی

Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
نشستيم داريم فيلم اکشن ميبينيم يه دفه بابام يه لگد محکم بهم زد . ميگم چرا ميزني ، ميگه خواستم حس ال اي دي سه بعدي بهت بدم که جلو دوستات احساس حقارت نکني
باباي باحاله مارو داري ؟؟؟!!!!!
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:28
+5
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:17
+1
sasan pool
sasan pool
خب من آمدم چند تا اعتراف بکنم.سال اولی که رفتم مدرسه یک بغل دستی داشتم همش میدوید می رفت بیرون آقا روز دوم یا سوم عصبانی شدم با مداد نوک تیز زدم توی سرش کله اش سوراخ شد.5 ئیا 6 سالم بود توی کوچه فوتبال بازی می کردم بچه همسایه موتور داشت دقیقا روی دروازه ما پارکش کرد گفتم بردارش داریم فوتبال بازی میکنم گوش نداد من هم با موتورش ور رفتم یک لوله داشت که می خورد به باکش اون پاره کردم هرچی بنزین بود ریخت.{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}این تازه بخشی بود باز هم براتون میگم که من چه شری بودم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:16
+3
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
پسر عمم بچه كه بود وقتي پي پي مي كرد نميذاشت بشورنش هي جيغ مي زد گريه مي كرد كه
ماهي درست كردم ماهيمو خراب نكنيد!!! پسر عمه هنر منده داريم؟! فك و فاميله داريم؟!
14 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:10
+5
-1
مهسا
مهسا
فکر نکن جدایی ما مثل نادرو سیمینه که خرس طلا بگیره به ما دسته بیلم نمیدن برگرد سر زندگیت(اتمام حجت غضنفر با زنش که قهر کرده بوده){-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:10
+9
sasan pool
sasan pool
‫واقعن چجوری روشون میشه اینهمه امتحان پایان ترم و میان ترم و کنکور ورودی و کنکور خروجی و ... بگیرن وقتی ما هرروز داریم از آزمونهای الهی سربلند میایم بیرون..{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:05
+2
fowkes
fowkes
یاد خوب نباش...
زیاد دم دست هم نباش ...
زیاد که خوب باشی، دل آدم ها را می زنی
آدم ها این روزها ، عجیب به خوبی ...
به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند
زیاد که باشی، زیــــــــــادی می شوی...
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:05
+7
مهسا
مهسا
دنیا را بغل گرفتیم گفتن,امن است,هیچ کاری با ما ندارد.خوابمان برد,بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده یم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 22:02
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
emshab inja kheili khalvate
10 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:52
ebrahim
ebrahim
دزدا نصف شب میرن خونه پیرزنه تمام پولها و طلاهاشو برمیدارن موقع رفتن پیرزنه سرشو از زیر لحاف میاره بیرون میگه : نامردا پس ت.ج.ا.و.ز. چی میشه؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:46
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ