یافتن پست: #بی

Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
یارو از کلاهش خرگوش در میاره، من هنوز از قلبم یه گوساله رو نتونستم در بیارم!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 18:18
+7
مهسا
مهسا
دنیای دست ها از هر دنیایی بی وفاتر است

امروز دست هایت را می گیرند

قصه ی عادت که شدی

همان دست ها را برایت تکان می دهند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 18:16
+5
مهسا
مهسا
بیا خر هایت را بگیر !

دیگر توان عبور دادن آنها را از پل ندارم ...

وقتی میدانم که در اخر

مثل همیشه خواهی گفت:

ما به درد هم نمیخوریم ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 18:03
+5
مهسا
مهسا
شب را دوست دارم . . . . . .چون همه چیز را به یک رنگ میبینم!!!{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:27
+4
مهسا
مهسا
تو را خودم چشم زدم

بس که نوشتمت میان شعرهایم

بی انکه اسفند بچرخانم میان واژه ها ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:21
+4
ramin
ramin
توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودنت فرقی نمی کنه، اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره ،بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه ......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:08
+6
مهسا
مهسا
هر جا که میبینم نوشته است :

خواستن توانستن است

اتش می گیرم !

یعنی تو نخواستی که نشد !
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:05
+4
مهسا
مهسا
دل من

پشت سرت

کاسه آبی شد و ریخت...

کی شود

پیش روی تو

اسپند شوم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 17:02
+4
مهسا
مهسا
سالها جوانیم

در پیاده روهای شلوغ بی کسی

دست فروشی میکند

شانه هایش را خوب میبرند ...

اما ...

هق هق اش را نه...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 16:13
+4
ronak
ronak
فرقی ندارد من تو را نخواهم یا تو من را نخواهی

تاریخ مصرف این رابطه مدتهاست به پایان رسیده....

بیا تمامش کنیم....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 16:06
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ