یافتن پست: #بی

ramin
ramin
خاطرمان باشد به یاد هم باشیم.... شاید سالها بعد در گذر جاده های بی تفاوت از كنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:35
+8
mah3a
mah3a
☺بعضی از آدما خــــوب نمی بینن
اما بدتر از اون اینه که بعضی دیگه خوبــــــی رو نمی بینن☻
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:34
+14
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
shabetoon naz!
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:33
+6
mah3a
mah3a
مردم میگن که نوشیدن شیر شما رو قویتر میکنه, 5 لیوان شیر بخورین و ببینین که آیا میتونین دیوار رو جا به جا کنین؟ نمیتونین؟؟؟ حالا 5 لیوان ودکا بخورین! دیوار خودش واستون جا به جا میشه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:26
+12
Pooya.MJ
Pooya.MJ
سلام. من Pooya.MJ هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:18
reza
reza
اشتباه از ما بود که خواب سر چشمه را

در خیال پیاله می دیدیم

دست هامان خالی

دل هامان پر

گفتگوهامان مثلا ما !

حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم!

از خانه که می آیی

یک دستمال سفید‌: پاکتی سیگار: گزینه شعر قیصر:

و تحملی طولانی بیاور

احتمال گریستن ما بسیار است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:14
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
من که تصویری ندارم در نگاه هیچ کس
خوب شد هر گز نبودم تکیه گاه هیچ کس
کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من
تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچ کس
زیر بار ظلممان دارد زمین خم میشود
بی تفاوت شد خدا هم چون که آه هیچ کس
بهترین تقدیر گلها چیدن و پژمردن است
سعی کن هرگز نباشی دلبخواه هیچکس
آخرش چوپان تو را با خنده ای سر میبرد
کاش میشد تا نباشی در پناه هیچ کس
عاقبت در زجر هستی قرص نانت میکنند
ماه دور از دست باش و قرص ماه هیچکس
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:02
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
از بس گفتند مادر هاچ زنبور عسل گفتم بذار ببینیم چه شکلیه حالا با این همه تعریف و تمجید
{-2-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 00:00
+10
*elnaz* *
*elnaz* *
من الان کجام؟
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 23:52
+4
reza
reza
پرنده گفت: چه بویی چه آفتابی
آه بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت
پرنده از لب ایوان پرید مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک
پرنده فکر نمی کرد
پرنده روزنامه نمی خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی شناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغهای خطر
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه می کرد
پرنده آه فقط یک پرنده بود ...

فروغ فرخزاد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 23:50
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ