علـــــــــــــــــی
فکر روی فکر
نصیحت پشت نصیحت
و عقربه های بی شرم و حیا که قصد ندارند
کمی به خود استراحت دهند
اجازه؟!
می خواهم انصراف بدهم از این زندگی ...
بخش آموزش کجاست ... ؟!
Pedram
به سلامتی اونایی که می دونی هیچ وقت نمی تونی بهشون زنگ بزنی
ولی بازم دلت نمی یاد شمارشونو از فون بوکت پاک کنی
به سلامتی اونی که بی [!] ولی ناکس نیست.
به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره
به سلامتی رفیقایی که روز قیامت زمین از سنگینی معرفتشون شکایت داره...
به سلامتی پل عابر پیاده!
که هم مردا از روش رد میشن هم نامردا
و به سلامتی همه خوبانی که اومدن و این متن و خوندن...
همین!!!
سحر
می کوشم
با رفتن تو غمهایم را غرق کنم
اما بی شرف ها!!!!
یاد گرفته اند شنا کنند
ronak
"دل به دلم " ندادی ...
"دست در دستم "هم نگذاشتی ...
" پا به پا "با من نیامدی ...
تو را به خدا برو ..
"سر به سرم " نگذار ...
قولش را به بیابان داده ام ...
ebrahim
پسر کوچک به پدرش گفت:«پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز دیدم. بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی از او خوشم آمد،نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود ...»
از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند ... !
ronak
قول داده امــــ
هنگامــــ شنیدن نامتـــ بی خیال باشمــــ !
از اینــــ قول در گذر !
چرا که با شنیدن نامتــــ
صبر ایوبـــــ را کمــــ دارمــــ
برای فریاد نزدنــــــ !
ronak
بیزارم از این خوابــها
که هر شب مرا به آغوش " تـــو" می آورند
و صبح ...
با اشک
از " تـــو" جدایم می کنند ...
sasan pool
چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تن هایی و بیکس و محتاج....!!!