یافتن پست: #بی

ronak
ronak
چو هرگز نیابی نشانی ز شوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی
(ستاد تشویق دختران به درس خواندن)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:24
+3
ronak
ronak
عاقد: عروس خانم وکیلم؟ عروس : پ ن پ … تو این بی شوهری می رم گل بچینم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:22
+4
ronak
ronak
یارو یه پلیسو می کشه بعد زنگ میزنه ۱۱۰
میگه: می بینم؛ ۱۰۹ تا شدین؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:21
+2
ronak
ronak
دو تا حیف نون یه تاکسی نگه میدارن و به راننده تاکسی میگن ؟
آقا سه نفر تا تجریش چقدر می گیری ؟
راننده میگه ؟ شما که دو نفرین !
یکی از اونا میگه : مگه خودت نمی خوای بیای !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:20
+2
sasan pool
sasan pool
در غریبی ناله ها کردم کـسی یادم نکرد

در قـفس جان دادمو صیاد ازادم نکرد

ضربه مـردم چنان از زندگـی سیرم نمود

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:16
parham
parham
حیف نون یه دوقولو می بینه، می زنه زیر خنده. می گن چرا می خندی؟ می گه تابلوئه فوتوشاپه!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:12
+2
sasan pool
sasan pool
من در اتاقی 20 چند متری زندگی میکنم.در این اتاق پنجره ای دارد رو به زندگی گاهی از پنجره بیرون نگاه می کنم.
پسری در حال دویدن است و به دور دست ها نگاه می کند.در این اتاق آیینده مرده است.دختری دست پسری را گرفته و مشغول راه رفتن هستن.در این اتاق عشق مرده هست.مغازه داری به فکر فروش بیشتر بر اجناس خود چوب حراج زده هست.در این اتاق بر زندگی چوب حراج زده اند.دو همکلاسی با هم می خندن.در این اتاق رفاقت مرده است.کارگری مشغول ساخت سر پناه برای مردم است.در این اتاق کار و تلاش مرده هست.مردی در حال خواندن روز نامه هست.در این اتاق خبری نیست جز تنهایی من.برروی شیشه به انعکاس چهر خود نگاه میکنم فقط تنهایی را میبینم.در این اتاق همه شب شب یلدا ست.روزهایش مثل یک پلک زدن می گذرد.در این اتاق من هستم و تنهایی های من.چند سالی من و تنهایی دو دوست خوب با هم شدیم.شبهای این اتاق تماشایی است جای خیلی ها در این شبها خالی است .من و تنهایی با هم شب را صبح میکنیم.
به راستی این اتاق قبر من است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:54
+1
sasan pool
sasan pool
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق

مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد

فرو شدن چو بدیدی بر آمدن بنگر

غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد

تو را غروب نماید ولی شروق بود

لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست

چرا به دانه انسانیت این گمان باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:53
+1
sasan pool
sasan pool
امروز برای خودم نامه نوشتم
امروز از تنهایی با خودم قرار گذاشتم
رفتم سر قرار
هر چه ایستادم
نبودم
هر روز این ساعت
تنها می مانم تا بیایم.‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:50
+1
sasan pool
sasan pool
مثل خوشبختی عاشق/ته قصه بمون پیشم
تو فانوس منی امشب/بری تاریک تر میشم
کجای آسمون صافه/نه این آغاز بی فرجام
نموندن های بی حاصل/نرفتن های بی هنگام
امروز به تو محتاجم/با حالی که تو میدونی
هوا بد جوری دلگیره /نرو بی چرت و بارونی
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:45
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ