یافتن پست: #بی

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
چهل کیلو بار دستمه میگم کمرم شکست بیا بگیر … میگه بار رو؟! پـَـــ نــه پـَـــ ننه بزرگ منو غم بی کَسیش کمرمو شکسته!!! پـَـــ نــه پـَـــ HP
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:24
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مانتوش ۱۵ سانت بالای باسن مبارکشه، آرایششم که شبیه جن و پری شده. میگه به نظرت برم بیرون گشت ارشادم بهم گیر میده ؟! پَـــ نـ پَـــ میبرنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:24
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
مانتوش ۱۵ سانت بالای باسن مبارکشه، آرایششم که شبیه جن و پری شده. میگه به نظرت برم بیرون گشت ارشادم بهم گیر میده ؟! پَـــ نـ پَـــ میبرنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:18
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بابام زنگ زده میگه سند خونه رو بردار بیار ! بدو بدو دارم میرم پایین ، همسایمون دیده میگه این سند خونتونه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دفتر مشق بابامه یادش رفته ببره مدرسه ، خانم معلمشون دعواش کرده!!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:16
+6
mina_z
mina_z
[!] میره آمریکا پیش رفیقش. از قضا همون موقع کنسرت ابی بوده، رفیقش میگه پاشو بریم یک حالی بکنیم. جلو در سالن، یک بابایی واستاده‌ بوده سی‌دی‌ می‌فروخته، ‌هی داد می‌‌زده: ‌سی‌دی ابی، سی‌دی‌ ابی. [!] یک نگاهی به یارو می‌کنه، به رفیقش میگه: ببین توروخدا مردم چه خنگن! این یارو این همه سال تو آمریکا بوده،‌ هنوز اِی بی سی دی رو یاد نگرفته!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:15
+6
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
2ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ قناریه متال میخونه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 15:14
+5
سحر
سحر
تو دنیا یکی هست که فقط به خاطر تو نفس میکشه .. اونم دمــــاغتــــــــه .. :|
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:52
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
انقلاب کردیم تا شاه و شاهزاده نداشته باشیم،آغا و آغازاده داریم... انقلاب کردیم تا سیاستمان دینی شود دینمان سیاسی شد ... انقلاب کردیم تا اقتصادمان انسانی شود انسانیتمان اقتصادی شد ... انقلاب کردیم تا خیابان هایمان شریف شوند شرافتمان خیابانی شد ... انقلاب کردیم تا رنگ آزادی را ببینیم اسارت رنگ شده را دیدیم ... انقلاب کردیم تا درد هایمان درمان شود درد بی درمان گرفتیم ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:40
+10
mina_z
mina_z
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده. .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:18
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ