یافتن پست: #بی

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ دختر :بله ،شما؟ ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !! شماره ناشناس بعدی : ناشناس : دوست پسر داری؟ دختر : نه نه اصلا ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ... دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! ناشناس : خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو....!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 12:49
+4
رضا
رضا
خیال دلکش پرواز در طراوت ابر به خواب می ماند. پرنده در قفس خویش خواب می بیند. پرنده در قفس خویش به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد . پرنده می داند که باد بی نفس است و باغ تصویری است . پرنده در قفس خویش خواب می بیند .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 12:37
+3
رضا
رضا
میان ابرها سیر می‌کنم هر کدام را به شکلی می‌بینم که دوست دارم می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم میان آدم‌ها اما کاری از دست من ساخته نیست خودشان شکل عوض می‌کنند بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش …
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 12:17
+4
mahdi
mahdi
داریم شطرنج بازی میکنیم ، از راه رسیده میگه اسبِت رو زدند که گذاشتیش بیرون؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم خوب بازی نمیکنه این بازی رو گذاشتمش رو نیمکت تو هم سریع لخت شو خودتو گرم کن میخوام جاش بفرستَمِت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 12:10
+4
mina_z
mina_z
وقتی یه سیب گاز می زنی و یه کرم درسته می بینی ناراحت نشو اون موقعی ناراحت شو که سیبو گاز بزنی و یه کرم نصفه ببینی !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 12:05
+5
ronak
ronak
تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 12:01
+5
ronak
ronak
رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم! میگه هاااان، دستشویی داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخریم مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته، جا نمونی! طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین (کمیته مبارزه با فتنه پـَـــ نــه پـَـــ , ستاد سیار مستقر در توالت عمومی)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 11:59
+4
mahdi
mahdi
بچه داداشمو بردم باغ وحش، کوهان شترو نشون میده میگه عمو کوهانشه؟ .. پـَـــ نــه پـَـــ همه غمو غصه ها رو ریخته تو دلش، قلمبه شده از توی کمرش زده بیرون
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 11:56
+3
mina_z
mina_z
غضنفر عینک دودی می زنه میره بیرون پسرشو می بینه محکم می زنه زیر گوشش میگه این موقع شب بیرون چیکار می کردی ؟ بچش میگه بابا شب نیست عینکتو بردار غضنفر عینکشو بر می داره دوباره می زنه زیر گوش پسرش ! پسرش میگه چرا می زنی ؟ میگه از دیشب تا حالا اینجا چیکار می کردی ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 11:53
+4
mahdi
mahdi
در یخچالو باز میکنم دنبال غذا میگردم مامانم میگه گشنته؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم ببینم کی هی چراغ این تورو خاموش و روشن میکنه....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 11:52
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ