یافتن پست: #بی

Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
الان تازه می فهمیم اصحاب کهف چه حالی داشتن وقتی بیدار شدن دیدن پولشون دیگه ارزش نداره!!!! فقط فرقش اینه که اونا سیصد سال خوابشون برد ولی ما هر روز صبح این حس بهمون دست میده!!!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 17:58
+1
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
می خوام برم واشنگتن یکی از کلیه هامو بفروشم دلار بگیرم بیام ایران هم یه کلیه بخرم هم یه بنز کوپه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 17:56
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
طبقه ی بالایی توی خونه گل کوچیک بازی میکنه رفتم درشونو زدم.میگه:صدای ما اذیتتون میکنه؟؟؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ اومدم بگم مواظب باشید بازیکن دو اخطاره توی زمین نفرستید که بعدا گندش در بیاد!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:44
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم در اوردم ...دوستم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـــ نــه پـَـــ ابریزش بینی داره میخوام نریزه رو قالی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:37
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یرزنه زنگ زده خونه...میگه مامان تشریف دارن؟میگم کاریشون داشتین؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ به این بهونه میخواستم با خودت بیشتر اشنا شم...امروز کی وقتت ازاده؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:35
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم عابر بانک میبینم نفر جلویی نیم ساعته با دستگاه کلنجار میره بعد از نیم ساعت بر میگرده میگه شما هم کار داری؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ پیک موتوری ام ایستادم نامه اداری تونو تایپ کنید ببرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:35
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن. رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدن فیلم ترسناک ببینن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:32
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستم رفتم شمال با ترس میگه حالا بریمتو اب شنا کنیم؟ پـَـــ نــه پـَـــ الان میگم حضرت موسی بیاد ببا عصا دریا رو بشکافه تو برو توش قدم بزن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:32
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم تو اتوبان ترافیک زیاد بود دوستم میگه مینا ترافیکه؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه اینکه احساس غریبی بهمون دست نده ماشینا چسبیدن بهمون
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:31
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میخواستم به یکی زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشیم نگا میکردم شاید یادم بیاد.داداشم اود میگه میخوای زنگ بزنی؟ پـَـــ نــه پـَـــ با تلفن مسابقه زل زدن گذاشتیم ببینیم کی کم میاره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:30

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ