ali
لذت بردن یعنی اینکه بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟ اونم با عشوه بگه : بله نوش جان تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی !
ronak
دفتر شعرهایم را سفید میگذارم بی تو بودن نوشتن ندارد.... درد دارد... انگار انجماد نبودنت ..روزگارم را منجمدکرده است
aB'Bas S
دو خط موازى زاییـده شدند.. پسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید. آن وقت دو خط موازى چشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند. خط اولى گفت: ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی از هیجان لـرزید. خط اولـی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم یا خط کنار یک نردبام. خط دومی گفت: من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت خط اولی گفت: چه شغل شاعرانه اى.. حتماً زندگی خوشی خواهیـم داشت
zahra
گاهی باید یک نفر دست به صورتت بزند و نقاب خنده ات را بیندازد .... آن وقت در آغوشت بگیرد ، یک دل سیر گریه کنی ... گریه ات که تمام شد ، در گوشت زمزمه کند : دیوونه من باهاتم ، دیگه هیچوقت گریه نکن ...!!
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق
gha3m
اگه نفر قبلیت بمیره چی کار می کنی؟ فقط مونده همينو بگيم والا بقرآن !!!!! ۱_خوشحال میشم ... ۲_خدا رو شکر ۳_ناراحت میشم ۴_به من چه می خواست نمیره ... ... ... ... ... ۵_چه بد ازش طلب داشتم ۶_انقدر ازش بدم میومد همون به[!] مرد ۷_خدا نکنه اون عشقمه میزدم بیان ببرنش ۹_منم می میرم ۱۰_اصلا"مهم نیست ۱۱_از ناراحتی میرم یه پاکت سیگار میکشم ۱۲_ولش کن حالا شام چی میدن ۱۳_مرگ حق است خدا بیامرزش ۱۴_غلط کرده مرده من لباس مشکی ندارم ۱۵_حالا نمی شد فردابمیره من الان تو فیس بوکم ۱۶_وای خدای من چقدر بد شد ۱۷_به ممل سکته میگم بره دفنش کنه ۱۸_دیدی چی شد ۱۹_به admin میگم از گروه بندازش بیرون ۲۰_خوب شد مرد وگرنه خودم می کشتمش ۲۱_واسش فاتحه می خوندم ۲۲_انقدر گریه می کردم تا بمیرم ۲۳_حیف شد ادم خوبی بود ۲۴_از دستش راحت شدم ۲۵_این که من میشناسم هفت تا جون داره تا مارو نکشه نمی میره ۲۶_از خوشحالی جشن می گیرم ۲۷_ای بابا تکراری شد دیگه ۲۸_تا صبح لایک میفرستم ۲۹_باورم نمی شه ۳۰ _فرار میکنم ۳۱_تسلیت میگم ۳۲_از ترس سکته می کنم ۳۳_از خدا واسش طلب امرزش میکنم ۳۴_سکوت میکنم از خودم شروع کنین
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق
Hossein Behzadi
آهای حسود، دیگه نمی خوام کور بشی!!!گناه داری..... از خدا می خوام دو تا چشم اضافه بهِت بده که بیشتر بسوزززززی......
Hossein Behzadi
قبلنـا سکه نذر میکردن شوهر گیرشون بیاد!الان باید شوهر نذر کرد تا سکه گیرمون بیاد!