یافتن پست: #بی

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پیک غذا آورده درو زدم دیدم خبری نشد پشت آیفون گفتم یعنی بیام پایین؟ گفت پـَـــ نــه پـَـــ درو وا کن من بیام بالا دور همی بخوریم اینجوری مزه نمیده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:43
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
همکارم میگه نگرانم اینقد کار می کنی از پا بیفتی گفتم واسه اینکه زیاد می شینم؟ گفت پـَـــ نــه پـَـــ واسه اینکه از طلوع آفتاب تا غروب داری بیل میزنی میگم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:43
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رئیسم زنگ زده بهش میگم من که اینجا هلاک شدم از گرما میگه مسخره می کنی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دارم ازت تشکر می کنم و اینکه درخواست می کنم بیایی تا من آتیش نگرفتم یه کمکی بکنی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:30
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بچه ها حرکت زدم در حد لالیگا. چند روز پیش به اد لیستم گفتم برن برام گزارش تخلف رد کنن که وبمو ببندن حالا فکر کنم بسته شده. لطف کنید با مرورگرهای مختلف وب رو باز کنید ببینید باز میشه یا نه. بعد بهم خبر بدین توی همین پست پـَـــ نــه پـَـــ هم ندارد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:29
+1
مهسا
مهسا
شریکم با تو در این درد/منم مثل تو غم دارم منم محتاج لبخندم/منم دستاتو کم دارم از این بازی طولانی/منم مثل تو دل گیرم منم با عشق درگیرم...منم بی عشق میمیرم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:28
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
· صدای خرپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه ؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:22
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
واسه ‏دوستم ‏گل خریدم بردم ‏دادم بهش ‏میگه ‏گله ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ باید منتظر بمونیم تا ببینیم نظر کمک داور چیه!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:20
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید.... پـَـــ نــه پـَـــ با پتک و تبر و مته برقی بیایید ! مسابقه گذاشتن بر سر شکستن چینی نازک تنهایی من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:19
elahe
elahe
مرده شور آن همه ناز که از طبعت به ارث برده ایی انگار برای دل من تصویری زیبا تر از خنده های شکلاتی تو نبود رنگ زیبای ساحل در وجودت پیداست کاش در سکوت بین ما لرزشی میشد کاش فاصله نگاه مان به بازدم نفس هایمان میرسید به جایی به نزدیکترین جای این گره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:15
+2
elahe
elahe
تنها نگاه معصومانه پرندگان را بر خویش گرفته است آخ که من پشت پلک هایت چقدر منتظر میماندم تا باز لحظه ایی در نگاهت بنشینم من در پی نگاه تو میدویدم و تو از من دریغ میکردی مرده شور خجالت نگاهت را ببرند که من محو نگاهت می شدم بی اختیار ،با تمام وجود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:15
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ