یافتن پست: #بی

رضا
رضا
به من نگاه میــــکنی دوباره زنده می شوم از حس با تـــو بودنم لبریز خنـده می شوم به من نــگاه میــکنی شبیه نــور مـی شوم در سرزمینِ قلـب تو زنده به گورمی شوم به مــن نـگاه مـیکنی بوسه جـوانه می زند ساز دلم به شــوق تو شور تـرانه مـی زند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 10:40
+3
مهسا
مهسا
فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه میگیم پا شو شلوارتو در بیار…{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:36
+3
مهسا
مهسا
پسره به مربی بدنسازیشون میگه: از کدوم دستگاه بیشتر استفاده کنم که هیکلم دختر کش بشه؟؟؟ مربی میگه: دستگاه خودپرداز کنار بانک !{-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:57
+5
مهسا
مهسا
شماره ناشناس ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ -بله ،شما؟ -من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم .{-39-} شماره ناشناس بعدی : -دوست پسر داری؟ -نه نه اصلا -من دوست پسرتم …… واقعا که …{-60-}:( -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! - خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو…{-20-}{-32-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:53
+5
امیرحسین
امیرحسین
@Malo0o0os گاهی برات مهم نیست فلانی چی نوشته ناخودآگاه تا اسمشو میبینی لایک میزنی چون اون آدمو دوست داری انگار با لایکت میخوای بهش بگی ببین تو هر چی میخوای بنویس، ولی فقط باش !!!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:39
+3
gamer
gamer
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..او
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:52
+2
gamer
gamer
ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...!
پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود . !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:47
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخوای‌ بیایی تو پـَـــ نــه پـَـــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:35
+3
ronak
ronak
فرق نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران... زلال که باشی آسمان در توست...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:33
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به همکارم میگم میخوام برم ناهار میگه یعنی ناهار بخوری؟ پـَـــ نــه پـَـــ میرم ناهارو ببوسم بیام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:28

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ