♥ نگار ♥
منم بیام؟؟؟؟؟؟؟
نـه عزیزم ما میخوایم بریم آمپول بزنیم !!!!
+
=
=
+
بزرگترین نوستالژیک بچگیم
وقتی میخواستن منو ازسر خودشون باز کنن
♥ نگار ♥
به بعضیام باس گفت
دِ اخه لامصب میخوای دروغ بگب چراقسم به زولبیابامیه میخوری؟؟؟!!
♥ نگار ♥
ماه رمضون موقع نهار تازه متوجه میشی تمام اطرافیانت مریض احوالن
یکی ناراحتی معده داره یکی مشکل قلبی یکی بیماری کلیوی خیلی ناراحت کنندس
♥ نگار ♥
دوست عزیز و گرامی :
شما که بعد از غیبت طولانی به مدتِ چند سال
ناگهان زنگ زده و بسیار گرم و صیمیمانه ابراز دلتنگی میکنید ،
خر پدرتان است
با احترام
" زخم خوردگان از قرض گیرندگانِ بیشعور "
♥ نگار ♥
طرف فامیلیش "خبردار" بوده! میره سربازی، هر وقت فرمانده میگفته:
خبردار
یارو دست بلند میکرد میگفته: حاضر قربان!
فرمانده هم بهش میگفته:
احمق با تو نبودم! یعنی صاف بایست!
یه روز یک هیأت نظامی قرار شد بیان بازدید!
فرمانده پیش خودش فکر کرد که این سربازه آبروشو میبره به همین خاطر بهش یک ماه مرخصی داد.
وقتی هیأت بازدید کننده اومدند فرمانده بلند گفت: خبردار
همه سربازا داد زدند: رفته مرخصی قربان