یافتن پست: #بی

yagmur
yagmur
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 14:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
منم بیام؟؟؟؟؟؟؟
نـه عزیزم ما میخوایم بریم آمپول بزنیم !!!!
+

=

=

+

بزرگترین نوستالژیک بچگیم
وقتی میخواستن منو ازسر خودشون باز کنن
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:53
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به بعضیام باس گفت

دِ اخه لامصب میخوای دروغ بگب چراقسم به زولبیابامیه میخوری؟؟؟!!
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماه رمضون موقع نهار تازه متوجه میشی تمام اطرافیانت مریض احوالن

یکی ناراحتی معده داره یکی مشکل قلبی یکی بیماری کلیوی خیلی ناراحت کنندس
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:47
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو تاکسی نشسته بودیم یارو داشت سیگار میکشید،

بهش گفتم: هیچ میدونی 30 درصد ضررش به تو میرسه 70 درصدش به من؟؟؟؟

گفت: خب بیا تو بکش :|

جنبه ی اطلاعات نداشت اصن :|
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:20
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوست عزیز و گرامی :
شما که بعد از غیبت طولانی به مدتِ چند سال
ناگهان زنگ زده و بسیار گرم و صیمیمانه ابراز دلتنگی می‌کنید ،
خر پدرتان است
با احترام
" زخم خوردگان از قرض گیرندگانِ بی‌شعور "
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:18
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
طرف فامیلیش "خبردار" بوده! میره سربازی، هر وقت فرمانده میگفته:
خبردار
یارو دست بلند میکرد میگفته: حاضر قربان!
فرمانده هم بهش میگفته:
احمق با تو نبودم! یعنی صاف بایست!
یه روز یک هیأت نظامی قرار شد بیان بازدید!
فرمانده پیش خودش فکر کرد که این سربازه آبروشو میبره به همین خاطر بهش یک ماه مرخصی داد.
وقتی هیأت بازدید کننده اومدند فرمانده بلند گفت: خبردار
همه سربازا داد زدند: رفته مرخصی قربان
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:05
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پدر مسن همراه پسرش در اتوبوس نشسته بودند که کنار آنها یک زوج جوان بود. اتوبوس که حرکت کرد پسر 25ساله رو به پدرش کرد و گفت: ببین پدر درخت ها با ما حرکت میکنند!
زوج جوان کنجکاو شدند که جوان چرا اینطوریه. بعد از مدتی دوباره پسر رو به پدرش کردو گفت: پدر خانه هاهم با ما حرکت میکنند!
زوج جوان بسیار کنجکاو بودند که پسر دست خود را از پنجره بیرون برد و قطره ای باران رو دستش چکید. بعد رو به پدرش کردو گفت: پدر باران روی دست من چکید و پدر لبخندی به او زد!
زوج جوان که دیگر طاقت نداشتند رو به پدر کردندو گفتند: آیا پسر شما تازه بینایی خود را بدست اورده ؟؟؟
پدر گفت نه اون مال فیلماس! !!
پسر من واقعا اسکله :|=))
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 12:50
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آیا از پست های من راضی نیستید ؟
آیا از من خسته شده اید ؟
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
سرتان را به نزدیکترین دیوار بکوبید :|
همینه که هست :
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 12:46
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ