یافتن پست: #بی

محمد
محمد

مردم اغلب بی انصاف و بی منطق و خودمحورند، آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ،

ولی مهربان باش…….

2 دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 20:20
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 20:18
+1
محمد
محمد

آن لحظه که فکرش را نمیکنی


کسی در دور دستها خاطره


خوبیهایت را ورق می زند

دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 20:12
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از دستشویی میای بیرون یه دست به موهات میکشی ،
طوری قشنگ میشه که انگار از سالن مد تو پاریس اومدی بیرون . . . !
حالا یه جای خیلی مهم دعوت داری میری بهترین آرایشگاه شهر ،
وقتی موهاتو میبینی انگار از مخلوط کن سه کاره اومده بیرون ! :|
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 20:03
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
غضنفر رو صدا میکنن میگن پاشو سحره

بیدار میشه میبینه سحر نیست ! سانازه !



بی مزس میدونم ولی خب غضنفره دیگه
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 20:02
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 19:36
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من بچه که بودم بیشتر از اینکه از گم شدن بترسم از پیدا شدن میترسیدم....! وقتی پیدا میکردنم یعنی جوری میزدنم که... اصن ولش کن بغض راه گلومو بست.
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 19:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرخالم بهم اس داده:
یه عاشق میگه : اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !
اما ...
یه رفیق میگه : اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته !!!
برگشتم گفتم: حالا عاشقمی یا رفیقم؟!
برگشته میگه من پسر خالتم!
شده بکشمت نمیذارم اتفاقی واسه خودم بیوفته!:|
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 19:34
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه جالب، دوست داشتن شبیه مسابقه صندلی شده...

دیربجنبی سرجایت نشسته اند!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 19:11
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺪﻧﺶ ﺟﺮﺍﺣﺎﺕ ﮐﻤﺘﺮﯼ بر ﻣﯿﺪﺍﺭﻩ ﺍﻣﺎ ﻋﺮﻭﺱ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﺮﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﻋﻤﻞ ﻭ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﺟﺮﺍ:
.
.
.
.
.
.
.
ﺗﺎﺯﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺟﻠﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻋﻤﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻩ .. ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻓﻮﺭﯼ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻤﺖ ﺩﮐﺘﺮﻩ ﻭ ﺟﻮﯾﺎﯼ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻧﻮ ﻋﺮﻭﺱ ﻣﯿﺸﻪ ... ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺘﻮﻥ ﺗﻮ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺁﺳﯿﺐ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﯾﻢ ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﮐﻨﯿﻢ . ﻧﺨﺎﻋﺶ ﻫﻢ ﺁﺳﯿﺐ ﺩﯾﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﮔﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﺋﯿﻦ ﻓﻠﺞ ﺷﺪﻩ ... ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺵ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺯﯾﺮﺷﻮ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﯽ ﻭﻟﮕﻦ ﺏ ... ﺫﺍﺭﯼ ﻣﻮﻫﺎﺷﻢ ﺑﺰﻭﺩﯼ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ .... ﻫﻤﯿﻨﺞﻭﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻗﺎ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻫﻢ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﺪﻧﺶ ﮐﺮﺥ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﯾﻬﻮ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﯼ؟؟
ﺑﺎﺑﺎ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﺮﺩﻡ ... ﺯﻥ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﺮد
دیدگاه  •   •   •  1393/03/14 - 19:08

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ