یافتن پست: #بی

be to che???!!
be to che???!!
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآایییییی..آی خدا مردم...آآآآآآآآآآآآآآآآآآآیی
8 دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 19:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دل می شود از تو قرص با یک بوسه
احوال مرا بپرس بــــــــــــا یک بوسه
لب های تو نسخه ای مرا پیچیدند
صبح و شب و ظهر، قرص، با یک بوسه!!
................................................
مصراع نخست: من تو را می بوسم
در مصرع بعد هم تو را می بوسم
ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا
شعر خودم است من تو را می بوسم!
............................................
بی دغدغه همچنان تو را می بوسم
بی بوسه عزیز! در خودم می پوسم
آنقدر به بوسه ی تو معتادم که
یک قافیه در میان تو را می بوسم!
.........................................
وقتی (به سلامت) است روی لب تو
انگار قیامت است روی لب تو
لب بر لب تو... دوباره برمی گردم
این بوسه امانت است روی لب من!
.........................................
عمریست شبانه روز لب هایت را...
لب باز نکن هنوز لب هایت را...
نه! سیر نمی شوم به چندین بوسه
بر روی لبم بدوز لب هایت را!
......................................
تا از لب تو شنید بوسه بوسه
از روی لبم پرید بوسه بوسه
پس کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟
جانم به لبم رسید بوسه بوسه
....................................
عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت
یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت
با قرمز لب های قشنگت تا صبح
بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت
......................................
امروز خراب دیشبم از بوسه
لبریز حرارت و تبم از بوسه
بر روی لبم بدوز لب هایت را
امروز که من لبالبم از بوسه
..................................
می آیی و آب می شود تب هایم
مهتاب تمام می شود شب هایم
لب بر لب تو گذاش... بیدار شدم
طعم گس بوسه می دهد لب هایم
......................................
عادت کرده فقط به گرما لب هات
می سوزد از سوزش سرما لب هات
می ترسم اگر لبم به لب هایت خورد
آلوده شود به آمفولانزا لب هات!!
...............................
می لرزم و ضعف دید دارم دکتر
مجنونم و شکل بید دارم دکتر
لبهای من از تب جنون می سوزند
بوسیدگی شدید دارم دکتر!!
..............................
در آب که شستی تن بی تابت را
دیدند تمام رودها خوابت را
لبهام به شکل بوسه ـ ماهی شده اند
بنداز درون آب قلابت را
دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 16:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!
هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند…!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 16:20
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی روزی که اسمم بیادرولب رفیقام
پوزخندبزنن وباپشت دست اشکاشونو پاک کنن بگن هیییییی!کی فکرشو میکرد
.
.
.
.
.
.
.
.
اون پورشه خریده و ما هنوز پراید سوار میشیم.
فکرکردی میخوام بمیرم
مگه جای تورو تنگ کردم؟ :|
دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 16:17
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
{-49-}



طرف زده Work at FBI

میپرسم این همون پلیس فدرال آمریکاس؟

میگه نه این مخفف فدراسیون بیکاران ایران هستش



دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 16:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتی روزیکه من سفید پوشیدم...
رفیقا مشکی پوشیدن و من حال میکنم با تیریپشون...
سلامتی اون چندتاشونه که تابوت نحسه من رو شونه هاشونه...
سلامتی یه صدای بلند و صدای تکرار جمعیت...
سلامتی صدای صوت قرآن یه بینوا...
سلامتی اشکا...
سلامتی خاکا...
سلامتی سنگا...
سلامتی دل کندنا...
سلامتی بغض کردنا...
سلامتی تنهایی زیر خاک...
سلامتی روزیکه نیستم...
سلامتی روزیکه رفیقا فراموشم میکنید...
سلامتی روزی ک هیچ یادوخاطری ازم تو ذهن اطرافیام نمونه...
سلامتی اون دسته افرادی ک با یادشون زندگی کردم ولی ی لحظه ب فکرم نیوفتادن...
سلامتی اون بیل و کلنگی که منو از این همه بدبختی آزاد میکنه...
سلامتی اون همه خاکی که روم میریزن تا بفهمم چقد سنگینی میکردم رو دله بعضیا...
سلامتی این بغض لعنتی که مثه مرد خودشو نگه داشته...
سلامتی روزی که تک تکتون میگین :بیمعرفت چرا رفتی ؟
سلامتی روزی که بگین :پاشو دلم واسه دیونه بازی و مسخره بازیات تنگ شده،،،،
سلامتی روز آخر زندگیم ! ! !
سلامتی خودم كه مردم و رفتم ،خدا به داده شما برسه با این دنیای مجازی و راستكیتون:|
دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 15:21
+4
maryam
maryam

روزی می رسد که خواهی فهمید
یک زن ، هر چقدر هم عاشق باشد
هر چقدر هم خود آزار
و هر چقدر هم دیوانه
سردی که ببیند؛
هر چقدر هم بی مقصد باشد
هر چقدر هم بی خانه
پای رفتنش فلج نمی شود 
میرود ...
دیدگاه  •   •   •  1393/03/6 - 23:51
+7
maryam
maryam
بفهم دیگر
شب‌ها دراز نیستند
این تویی که تنهایی.....
41 دیدگاه  •   •   •  1393/03/6 - 23:49
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نفس میکشم نبودنت را

نیست...

هوای بوی تنت را کرده ام

میدانی؟

پیراهن جدایی ات بدجور بر قامتم گشاد است

تو نیستی

آسمان بی معنی ست

حتی آسمان پر ستاره و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم میریزد

تو نیستی و من چتر میخواهم

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد

در چشمانم لباس سیاه پوشیده

خودم را به هار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در...

ولی باز هم تو نیستی که نیستی
دیدگاه  •   •   •  1393/03/6 - 17:32
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شاعر میگه :

" برخیز ُ مخور غم جهان گذران "
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همین که پا میشی میگه:

" بنشین ُ دمی به شادمانی گذران "

استاد ورزش نیومده بود استاد ادبیات داشت بشین پاشو میداد :
دیدگاه  •   •   •  1393/03/6 - 17:25
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ