یافتن پست: #بی

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
برفت آن زمان نزد فخر زمن

زنوباوگان قاسم بن الحسن

بگفتا مرا اذن پیکار ده

مرا فرصتی بهر این کار ده

بگفتش عمو جان در این کارزار

تویی از برادر مرا یادگار

بسی بوده در دل تو را آرزو

که در حجله داماد ببیند عمو

عمو را بگفت قاسم نامدار

که بعد تو باشم دگر داغدار

سر زلف قاسم سپس شانه زد

جهان آفرین شاد و شکرانه کرد

به میدان فرستاد داماد را

که تا برکند ظلم و بیداد را

به جنت گرفت حجله بخت از او

به پیکار رسوا شد از او عدو

بسی اشک عابد زغم چون بریخت

زهجران قاسم فلک خون گریست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 11:57
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
بعد قتل شه میان قتلگاه

ذوالجناح برگشت سوی خیمه گاه

اهل بیت شاه گرد آن فرس

کای خداوندا تویی فریاد رس

او فرس کو صاحب و کو همدمت

پر شده از تیر و از پیکان تنت

از چه یار خود زمین بگذاشتی

یکه و تنها قدم برداشتی

آمدی خونین بدن ای بسته لب

آب خوردی یا که هستی تشنه لب

مرحبا بر تو ز جانبازی تو

آفرین بر این فداکاری تو

کس ندیده اشک غم را از فرس

این حکایت از تو جاوید است و بس

فخر بنموده است عابد ر سپاه

بر تمام خیل اسبان ذوالجناح
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 11:56
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یا رب به خدایی خدائیت

وانگه به کمال پادشاهیت

از عشق به عنایتی رسانم

کو ماند اگرچه من نمانم

از چشمه عشق ده مرا نور

وین سرمه ز چشم من نکن دور

گرچه ز شراب عشق مستم

عاشق تر از این کنم که هستم

گویند که خو ز عشق واکن

لیلی طلبی ز تن رها کن

یا رب تو مرا به عشق لیلی

هر لحظه بده زیاده میلی

از عمر من آنچه هست برجای

بستان و به عمر لیلی افزای

گرچه شده ام چو مویی از غم

یک موی نخواهم از سرش کم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 11:54
+5
behzadsadeghi
behzadsadeghi
به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار میگه آقاجون میخواد بره مگه ؟ میگم پ نه پ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه !{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 03:05
+5
behzadsadeghi
behzadsadeghi
روزگار ! میخندی ؟کمی حرمت نگه دار…. مگر نمیبینی سیاهپوش آرزوهایم هستم !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 02:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 22:26
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی کسی در کنارت هست
خوب نگاهش کن
به تمام جزئیاتش
به لبخند بین حرف هایش
به سبک ادای کلماتش
به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش
به چشم هایش خیره شو
دست هایش را به حافظه ات بسپار
گاهی آدم ها
انقدر سریع میروند ،
که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 22:21
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:51
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیای خفن من اینه که برگردم به قرن شیش به حافظ بگم شعراتو آسون بگو پونزده قرن دیگه قراره حفظشون کنیم بریم امتحان ادبیات بدیم.
بعد برگردم بیام تو اینروزا، کل دیوانشو حفظ کنم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:33
+2
nazli
nazli
در CARLO

خوابیدی تو تختت ..
هی قل میخوری ..

بعد گوشیتو بر میداری مینویسی :

" خوابم نمیبره "

سرد میشی ..

... بغض میکنی ..

میبینی هیچکسو نداری ..

که واسش اینو بفرستی !

تنهایی سخته ..

خیلی

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:10
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ