یافتن پست: #بی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هر روز بی تو روز مباداست !

روزی شبیه به امروز

روزی شبیه به دیروز

روزی شبیه فردا
.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:54
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اسمشو از موبایلت پاك می کنی...


مسیجاش دیلیت می شه...


به دوستات میگی حق ندارین جلوم اسمشو بیارین


به خودت تلقین میکنی که فراموشش کردی


اما...


با جای خالیش تو قلبت چیكار می كنی؟؟


با این همه تشابه اسمی چیكار می كنی ؟؟


با اهنگایی كه باهاش گوش میكردی چیكار می كنی؟؟


وقتی غذایی كه دوس داره رو می خوری و یادش میفتی چیكار می كنی؟؟..



وقتی ازت سراغشو می گیرن چیكار می كنی ؟؟



وقتی تیكه كلامشو می شنوی چیكار می كنی؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو فیلم هندیه شاهرخ خان عاشق شد،
بعد وسط رقصیدن بودن و حركات موزون، یه دفه تیر اندازی شد،
دعوا شد ،با یه مشت شاهرخ خان همه رو زد،‌
بعد یه دفه وسط دعوا عاشقه یكی دیگه شد،
بعد اون تصادف كرد مُرد،
این با خاهرش ازدواج كرد!!
كلن هر چی اتفاق بود تو این فیلم افتاده،
از این به بعد هر چی فیلم ببینم واسم تكراریه!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:37
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

وقتی به تو می اندیشم...


صدایی نیست!


سکوت همیشه رابط ماست


بی تو و دور از تو بودن


هنر عشق و وفاست…..!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مست بگو ، راست بگو
تا شب یلداست بگو
تا نفسی هست بگو
هرچی دلت خواست بگو
خسته و بی تاب شدم
محو شدم ، خواب شدم
خسته از این پنجره ها
منتظرت قاب شدم
گریه بر این حال کشید
اشک در این فال کشید
بر تن بی دست خدا
نقش دوتا بال کشید

خواب شدم ، مست شدم ، با همه یکدست شدم
تشنه بی آب شدی ، نیست از این هست شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:16
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بــــــــاران ☂ باشد


تــــــــ❤ـــــو باشیـــــ

یــــک خیابان بیــــــ انتـــــها باشد

به دنیـــــــ ـ ـ ـا میـــــ گویـــــم : " خـــداحـافـــظ "
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:15
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
انـدوه که از حــد بگــذرد جایش را میدهد به یک بی اعتنایی مـزمـن!
دیـگه مـهـم نـیـســت بـودن یا نـبـودن!
دوست داشتن یا نـداشتن!
دیگه حسی تو رو به احساس کردن نمی کشاند!
در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق میشـی
و فقط نـگـاه میکـنی, نـگــــــــــاه…..!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:02
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست...
عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود...
گفت : یا رب از چه خارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای...
خسته ام زین عشق دلخونم مکن من که مجنونم مجنونم مکن...
مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو این لیلای تو من نیستم...
گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهون و پیدایت منم...
سالها با جوره لیلا ساختی من کنارت بودمو نشناختی....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 15:46
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺷﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻫﻮﯾﯽ ﺩﻭﯾﺪ ، ﺁﻫﻮ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﯾﺪ ﺳﭙﺲ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩیه
ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﮔﻔﺖ : ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ ، ﻫﻤﺶ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﯾﮏ ﺑﺎﺭ
ﻫﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ!
.
.
.
.
.
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺷﯿﺮ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﯿﺨﺮﻩ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 15:42
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این پسرایی که جدیدا یاد گرفتین سیبیل میذارین...!
.
.
.
.
.
.
.
بعله با شمام
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

بدانید و آگاه باشید که هر سیبیلی که سیبیل بالی خان نمیشه که عاخه..... ای بابا :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 15:40

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ