یافتن پست: #بی

roya
roya
در CARLO
شب تاریک و بیمه موج وگردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها...
همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید اخر
نهان کی ماند ان رازی کزو سازند محفل ها
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 10:18
+5
xroyal54
xroyal54
بــعــضــیــآ

مثل ِ تــبــلــیــغــآت ِ بــآلـآی ِ ســآیتـ

قـیــمـتـشـون مــشــخــصــه . . .

مــواظــب بـآش زیــآدی خــرجــشــون نـکــنــی ...! :|
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 03:56
+7
xroyal54
xroyal54
بـاید ،مـردانگـی ببــارد از ســر ُ روی ِ کــارهایــَـت ،
سینــه ســپـر کنی
وقت ِ بی حوصلگـی ـهـایـَم

و مـن
زنانگـی اَم را مــُشت کــنم
بکـوبـَــم بر هیبــَت ِ مردانگــی اَت .!

خستــه که شدم ،از بـه جایــی نرسیدنــَم
آغـ.و.ش بــاز کنــی بــرایــَم
و من جشن بگــیرم
عاشقـانه های جنجــالی ِدو نفــره مان را....!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 03:50
+5
nanaz
nanaz

یه لیوان از تو اون کابینته بردار


+ خب.


- پرتش کن زمین.


+ خب.


- شکست؟


+ آره.


- حالا ازش عذرخواهی کن.


+ ببخشید لیوان. منظوری نداشتم.


- دوباره درست شد؟


+ نه…


- متوجه شدی . . .!!؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 02:36
+7
nanaz
nanaz

.


همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 02:18
+7
nanaz
nanaz

حضورت در کنار من معجزه نبود


نبودنت هم فاجعه نیست


فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود


بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت . . .

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 02:16
+8
nanaz
nanaz

“دوستت دارم”


تکیه کلام تو بود


من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!!


.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 02:14
+8
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 01:10
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پروازکبوتر از ذهن واژه ای در قفس است حرف هایم ،
مثل یک تکه چمن روشن بود
. من به آنان گفتم:
آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشاید به رفتار شمامی تابد و به آنان گفتم:
سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنان که فلز ،
زیوری نیست به اندام کلنگ
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند
پی گوهر باشید لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید
و من آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز،
و به افزایش رنگ
به طنین گل سرخ،پشت پرچین سخن های درشت و به انان گفتم:
هر که در حافظه چوب ببیند باغی صورتش در
وزش بیشه شور بادی خواهند ماند
هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود
آنکه نور از سرانگشت زمان برچیند می گشاید گره پنجره ها را با آه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 00:57
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

برای مهربون ترین داداشم



سَر زَده بیــــ ـآ

کمے آشُفتِگے بـَـ ـــב نیستـــ .. آטּ وَقتــ ــ

تِکانـבטּ شانِـہ هاےِ پُرغُبــ ـار

وُمرتَـبــ ــ کَردَטּ موهاےِ پَریشـــ ــــانَتـــ

بَهانـِہ اے میشَوב بَراےِ زِنـבگے
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 00:56
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ