یافتن پست: #بی

mahdis nfs
mahdis nfs

ما آدما 
هنوز هم مثله بچگیمون هر کی بیشتر باهامون بازی کنه
بیشتر دوسش داریم...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 23:43
+8
AmiR
AmiR
{-35-}{-35-}{-35-}
دلم میخواست چشمام بهت میگفتن که قلبم چه حسی نسبت به تو داره. آخه لب هام میتونن

در مورد حقیقت دروغ بگن اما چشمام نمیتونن چون حتی وقتی میبندمشون هم میتونم تورو ببینم.
{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 23:13
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
رسیده ام به حس برگی که می داند

باد از هر طرف که بیاید ، سرانجامش افتادن است ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 20:43
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند

مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 20:42
+3
be to che???!!
be to che???!!

ﺩﻡ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻣﻬﺪﮐﻮﺩﮎ ﻫﺴﺖ يه ﻧﺎﻇﻢ ﺯﻥ ﻏﺮﻏﺮﻭ ﺩﺍﺭﻩ ...
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺩﻣﯿﺰﺩ:
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﺪﻭ ...
... ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﻧﮑﻦ ...
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﯾﺎﺷﺎﺭ ﺭﻭ ﻧﺰﻥ ...
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﻬﺘﯽ ﺭﻭﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ ...
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠــــﯽ ....
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﯾﻬﻮ ﻗﺎﻃﯽﮐﺮﺩ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ:
ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯽ! ﺗﻮﻟﻪ ﺳﮓ!! ﯾﻪ ﺟﺎ ﺑﺘﻤﺮﮒ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺮه خر :-|




دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 19:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تجربه ثابت کرده آدما وقتی زبونشون زیاد از دهنشون بیرون باشه نمیتونن نفس بکشن(امتحان کن)...حالا تبدیل شدی به یه حیوون باوفا:)):))
.
.
.
.
.
.به عمه خودت فحش بده:))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 18:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روز ها اینگونه ام:
فرهاد واره ای که تیشه ی خود را گم کرده است!!!
آغاز انهدام چنین است:
اینگونه بود آغاز انقراض سلسه ی خوبان
یاران...!!!!
وقتی صدای حادثه خوابید بر سنگ گور من بنویسید:
یک جنگ جو که نجنگید اما شکست خورد!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:55
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اشک از تو فراری نیست
با مرگ که چاره نیست
این سنگ سیاه هر دم
فریاد زند رفتی
باور که نمیگنجد از رفتن تو اما...
دستان که یخ بسته...
از رفتن گرمایت...
از من که گذشتن نیست
هر لحظه من و یادت...
از حکم فلک گریان
عجزم که تو آمرزد
من را که به صبر دستی
من بی تو چه کار آیم؟
...
دست نوشته های یاسی
برای خواب های آشفته ی شبانه ام که هر لحظه تابم را می رباید.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:50
+3
saman
saman
در CARLO
داشتم ميومدم خونه، دیدم تــو اُتوبــان نوشتــه :
"ایـمان نیاورده است کســی که شــب سیـــر بخوابد و همسایهاش گرسنــه باشد."
هیــچی دیگه !!!
شــب رفتـــم زنگ تــمام واحدای ساخــتمونو زدم، پُرسیدم کســـی گرسنــه نیـست؟ اگه هست بیاد بخوره ...
دو سه تا واحد فوش دادن، بقیــه گفتــن سیرَن {-7-}
يکي هم گفت بده عمت بخوره {-7-}

خيلي بي ادب شدن ملت، خيلـــــــــــــــــــــــــي {-7-} !!!!!



نمـي فـهـمـن که داشـتـم ايـمانـمـو مـحـکـم ميـکـردم{-7-}


آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/13 - 17:50]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روز ها اینگونه ام:
فرهاد واره ای که تیشه ی خود را گم کرده است!!!
آغاز انهدام چنین است:
اینگونه بود آغاز انقراض سلسه ی خوبان
یاران...!!!!
وقتی صدای حادثه خوابید بر سنگ گور من بنویسید:
یک جنگ جو که نجنگید اما شکست خورد!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:47
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ