یافتن پست: #تاکسی

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پَ نه پَ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره! پـَـــ نــه پـَـــ mc
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:35
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا ... می گه پیاده می شین؟ پَ نه پَ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد پـَـــ نــه پـَـــ mc
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:35
+4
gamer
gamer
- سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پـــــــ نه پــــــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:21
+3
ronak
ronak
به این میگن تاکسی!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:52
+4
مهسا
مهسا
روزهای بارونی رو خیلی دوست دارم، معلوم نمیشه منتظر تاکسی هستی یا آواره خیابونها، بخار توی هوا مالِ سرماست یا دود سیگار، روی گونه ات اشکه یا دونه های بارون.!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 20:44
+4
ronak
ronak
کشور من جاییست که اگر روزه خودت رو بخوری, اخراج میشی ولی اگر رای مردم رو بخوری رییس جمهور!اگر ...کنی ,سنگسارمیشی ولی اگر تجاوز کنی;سردار! با بدبختی مدرک بگیری میشی راننده تاکسی;اما جعل کنی; میشی وزیر کشور!اگر شکایت کنی;کشته میشی اما اگر بکشی;درجه میگیری ! کشور من تنها کشوریست که پرچمش را به زبان کشور دیگری نوشته اند..!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 19:41
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حسابکنم طرف میگه ۱ نفر؟! پـَـَـنــه پـَـَــــ ۲ نفر حساب کن خورزوخان هم هست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 13:43
ronak
ronak
سه تا مرد مست بودن سوار تاکسی شده بودن. وقتی اون سه تا سوار شدن و در رو بستن راننده که میبینه اینا مست هستن میخواد ازشون یه پولی بکنه! سریع ماشین رو روشن میکنه بعد زود خاموش میکنه میگه: مسافرین عزیز رسیدیم به مقصد!! مرد اولیه پول میده پیاده میشه... مرد دومیه نه تنها پول میده بلکه تشکر هم میکنه... مرد سومیه اما با عصبانیت تمام یه دونه محکم میزنه توکله راننده!!! راننده میگه چرا زدی؟!!!!! مرد سومیه میگه: اینو زدم که درس عبرتی بشه واست از این به بعد تند نری، داشتی هممونو به کشتن میدادی مردیکه !!!! :))))))
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:58
+7
ebrahim
ebrahim
من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند! شهری که روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند! شهری که در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است : بی دینی 7حرفی( و جواب می شنود : سکولاری! ... شهری که می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت می کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می خورند . شهری که نظامی اش شهردار می شود ! مهندس برقش تاکسی دارد ! آدمها از دیدن پلیس می ترسند ! شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد ! شهری که زبانش "پارسی" است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد ! شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم ، و تو هوای من را ، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم . شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی! شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد ! شهری که کف اتوبانش دست انداز دارد ! شهری که همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند ! شهری که [!] آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل ی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 20:08
ronak
ronak
طرز نشستن آقایون در داخل تاکسی...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 11:06
-2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ