یکی دیگه از فانتزیام اینه که با یه بوکسوردعوام بشه بعد برای انتقام برمو یکی از مسابقاتی که شرکت کرده ثبت نام کنم. بعد برم مسابقه بدم همرو شکست بدم. اونم همرو شکست بده همش با هم چشم تو چشم باشیم بعد برسیم فینال اونم تا حد مرگمنو بزنه همش هم به نقاطی که آسیب دیدم بزنه دیوث ![]()
بعد من با صورت خونی و کبود بیوفتم زمین و فقط صدای تپش قلبمو بشنوم و یاد حرفای پدربزرگ مرحومم بیوفتم که میگفت: همیشه سگ جون باش قووروومساغ ... بعد دوست دخترمو
با صحنه اهسته کنار رینگ ببینم که با گریه میگه :عزیزم دیگه ادامه نده
(" title="
(" />( منم یهو خر شم و پاشم بزنم دهن مرتیکه پوفیوزوو سرویس کنم ... داورم دستمو بگیره بالا و مسابقه رو ببرم ... بعد دوست دخترم بیاد زیر بغلمو بگیره با هم لنگ لنگون بریم سمت افق ...
قاصدک غم دارم ،
غم آوارگی و دربدری
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من
همه از خویش مرا می رانند
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
قاصدک دریابم !
روح من عصیان زده و طوفانیست
آسمان نگهم بارانیست
قاصدک غم دارم
غم به اندازه سنگینی عالم دارم
قاصدک غم دارم
قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی
قاصدک حال گریزش دارم
می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
پستی و مستی و بد مستی نیست
میگریزم به جهانی که مرا ناپیداست
شاید آن نیز فقط یک رویاست!!!





1392/04/31 - 13:38 ( لايک توسط 1 کاربر )خوشحالم تونستم بخندونمتون دکتر جان
1392/04/31 - 13:39لطفا باز نشر فراموشتون نشه