یافتن پست: #ترم

فکل مکل
فکل مکل
خب تو گروه کل کل دختر پسرا عضو شید دیگه اه{-13-}{-31-}{-40-}{-28-}{-10-}{-6-} [لینک]
9 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 18:59
+3
زیبا
زیبا
سلام. من زیبا هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 14:54
shirin
shirin
قایقت میشوم بادبانم باش بگذارهرچه حرف پشت سرمان میزنند مردم بادهوا باشد دورترمان کند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 08:58
+5
niloofar
niloofar
امروز تولد پینوكیوست به خاطر این كه یادی از این عروسك چوبی دروغ گو بشه یه دروغ بگو..
.
.
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 02:24
+12
mah3a
mah3a
یکی از سوالاتی که ذهن منو درگیر کرده اینه که این آتشنشان های محترم، چرا همون طبقه ی اول نمی شینن که وقتی میخوان برن ماموریت مجبور نشن از اون میله ها سر بخورن بیان
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 14:55
+3
hadith
hadith
تقدیم به ...
شادم كه در شرار تو مي سوزم
شادم كه در خيال تو مي گريم
شادم كه بعد وصل تو باز اينسان در عشق بي زوال تو مي گريم
پنداشتي كه چون ز تو بگسستم ديگر مرا خيال تو در سر نيست
اما چه گويمت كه جز اين آتش بر جان من شراره ديگر نيست
شب ها چو در كناره نخلستان كارون ز رنج خود به خروش آيد
فريادهاي حسرت من گوئي از موج هاي خسته به گوش آيد
شب لحظه اي بساحل او بنشين تا رنج آشكار مرا بيني
شب لحظه اي به سايه خود بنگر تا روح بي قرار مرا بيني
من با لبان سرد نسيم صبح سر مي كنم ترانه براي تو
من آن ستاره ام كه درخشانم هر شب در آسمان سراي تو
غم نيست گر كشيده حصاري سخت بين من و تو پيكر صحراها
من آن كبوترم كه به تنهائي پر مي كشم به پهنه درياها
شادم كه همچو شاخه خشكي باز در شعله هاي قهر تو مي سوزم
گوئي هنوز آن تن تبدارم كز آفتاب شهر تو مي سوزم
در دل چگونه ياد تو مي ميرد ياد تو ياد عشق نخستين است
ياد تو آن خزان دل انگيزيست كاو را هزار جلوه رنگين است
بگذار زاهدان سيه دامن رسوا ز كوي و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بيالايند اينان كه آفريده شيطانند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 00:54
+2
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
یکی از سوالاتی که ذهن منو درگیر کرده اینه که این آتشنشان های محترم ،
چرا همون طبقه ی اول نمی شینن که وقتی میخوان برن ماموریت
مجبور نشن از اون میله ها سر بخورن بیان پایین؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 22:37
+6
ebrahim
ebrahim
دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت ...
دختر : آروم تر من ميترسم
پسر : نه داره خوش ميگذره
دختر : اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه
پسر : پس بگو دوستم داري
دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر
پسر : حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)
پسر : ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟ اذيتم ميکنه
و.....
-------------------------------------------
روزنامه هاي روز بعد : موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد .. موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت ..!

حقيقت ماجرا اين بود که پسر وقتي سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه ، در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:26
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
YE HOZUR GHIAB KONIM ?
76 دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 19:58
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
مادر : داری چیکار میکنی پسرم ؟
پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم
مادر : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی
پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست ، اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی ؟
:|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 19:42
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ