یافتن پست: #ترم

ronak
ronak
هش چیست ؟ Hosh
جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمزی نگه می دارد !!!
هه هه هه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:23
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یه دوست دخترم نداریم که...............
8 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 22:05
+5
شاهین
شاهین
سلام به دوستایه عزززززززیزززززم
یه خبر من
فردا
میخوام
بیام
دانشگاه
این
کارم
تبریک
نداره؟{-7-}
(اولین روز در ترم جدید)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:06
+3
ebrahim
ebrahim
مادر : داری چیکار میکنی پسرم ؟
پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم
مادر : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی
پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست بخونه ، اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی ؟
مادر :O :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 15:56
+5
شاهین
شاهین
نصیحت امام جمعه قزوین به جنیفر لوپز : دخترم حیف تو نیست با این اندامت دو رکعت نماز نمی خونی .. :)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 13:43
+4
mah3a
mah3a
دخترها سنبل احساسات پاک و صمیمی هستند، زندگی هر پسری نیازمند وجود مهربان یک دختر است، که عشق را به لحظه لحظه های زندگیش وارد کند

بی حضور دخترها در زندگی پسرها زندگی پسرها لنگ میشود، این دخترها هستند که با از خود گذشتی ایثار و عشق ورزیشان دنیای جنس مذکر را زیبا میکنند...

با بوسه هایشان، عشقبازیشان، همراهیشان، قدم به قدم و هر لحظه و هر کجا یاور و همراه پسرها هستند...

دخترها به مانند چراغی پر فروغ روشنایی را میهمان زندگی تاریک پسرها میکنند ...
و این پسرها هستند که همیشه و هر لحظه محتاج این نوراند
.
.
.
.
.
بخشهایی از کتاب علمی تخیلی من دخترم پس گلم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 00:09
+5
parham
parham
مزنه قیمت گداهای محترم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 23:29
+4
ali
ali
نوزاد پسری که تازه متولد شده بود به دکتر گفت : دکتر ! شما موبایل داری ؟

دکتر گفت : دارم ولی برای چی میخوای ؟

نوزاد گفت : یه SMS بزن به خدا بگو من سالم رسیدم ! دوست دخترم رو که قول دادی میفرستی بفرست!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 23:13
+2
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
بزن بارون ؛ بزن خیس و تَرَم کن
از این حالی که دارم بهترم کن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:22
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
این قضیه میگن واقعیت داره و توی مشهد اتفاق افتاده

مسافرکشه بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :آقا منو میشناسی ؟راننده میگه : نه یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه. شما ؟مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 20:35
+12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ