محمد
اگر مراد تو اي دوست نامرادي ماست
مراد خويش دگر باره من نخواهم خواست
عنايتي كه تو را بود اگر مبدل شد
خللپذير نباشد ارادتي كه مراست
ميان عيب و هنر پيش دوستان قديم
تفاوتي نكند چون نظر به عين رضاست
مرا به هرچه كني دل نخواهي آزردن
كه هرچه دوست پسندد به جاي دوست رواست
هزار دشمني افتد ميان بدگويان
ميان عاشق و معشوق دوستي برجاست
جمال در نظر و شوق همچنان باقيست
گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست
مرا به عشق تو انديشه از ملامت نيست
اگر كنند ملامت نه بر من تنهاست
غلام قامت آن لعبت قباپوشم
كه از محبت رويش هزار جامه قباست
بلا و زحمت امروز بر دل درويش
از آن خوش است كه اميد رحمت فرداست
♥ نگار ♥
آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن…
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده,
راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون…
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن
اینایی که همیشه میخندن
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن
اینا فرشتن …
تو رو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه, اذیتشون نکنین …
تنهاشون نزارین ؛ داغون میشن …
fowkes
تنها کوه است که اگر به او بگویی دوستت دارم
او نیز بلند فریاد می زند: دوستت دارم دارم دارم . . .
reza
بهای دوست نه به زیبایی اوست نه به دارایی اوست
تنها و تنها به وفای اوست ...
reza
قلب مرا میان غمت جا گذاشتی
تا در حریم غربت من پا گذاشتی
رفتی و در سکوت تماشا نموده ام
تنهایی ِ مرا تو چه تنها گذاشتی
رفتی و سهم عشق برای دل تو بود
سهمی برای این دلم آیا گذاشتی ؟
یک بغض کال، یک سبد از درد بی کسی
سهم من غریب که اینجا گذاشتی
گفتی بهار می رسد اما دروغ بود
در قلب من غمی چو اهورا گذاشتی
مجنون دیگری شدی و دشت پیش روت
من را میان غصه چو لیلا گذاشتی
گفتی که از بهشت نصیبی نبرده ای
آن را تمام گردن حوا گذاشتی
یک قطره اشک سهم من از روزگار شد
در لحظه ای که پای به دنیا گذاشتی