یافتن پست: #تنها

mina_z
mina_z
پژو خسته......پژو تنها......پژو......؟!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:47
+7
مهسا
مهسا
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪﺟﻨﺲ ﺑﺎﺷﯽ!!..ﺗﺎ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﻮﻧﺪ!!...... ﺑﺎﯾﺪ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻛﻨﯽ.......... !!.........ﺗﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺷﻮﻧﺪ!!... ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻮﯾﯽ........!!...............​ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻨﺪ!!... ﺑﺎﯾﺪ ﻫﯽ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﯽ..............!!......ﺗﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ!!... ﺍﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ!!... ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻭﻓﺎﯾﯽ!!... ﺍﮔﻪ ﯾﻚ ﺭﻧﮕﯽ!!... ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 20:44
+3
رضا
رضا
و شنیدم که همه می گفتند: او در این نزدیکی ست پای هر ناله ی من پشت ویرانی تو و گمانم این بود که پر از فرصت رویای من است لحظه ها خط می خورد و سکوتی از او، تا دم قصه ی من مثل تلخی حقیقت هایی که به من می آموخت او به بام شب تنهایی من می خوابید و نمی دانستم که جوان مرگ شدن نیز لیاقت می خواست!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 18:07
+3
sasan pool
sasan pool
این بنده خدا رو نگاه کن.میگه سر به دیوار میزنم از لج تو /میشنم یک گوشه زار میزنم از لج تو.اینجوری که طرف حال میکنه که.به جای اینکه بگه من میرم با یک نفر دیگه از لج تو .میرم تنهایی می میزنم به بدن از لج تو از این حرف ها میزنه.خدا یا این حضرات مطرب را به راه راست هدایت کن.عجب دعای با حالی بود خودم حال کردم.{-33-}{-27-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 00:44
مهسا
مهسا
@ART_MAN اشکم قطره قطره می چکد از ناودان تنهایی این ناودان مدتهاست چشم به راه توست برگرد تنهایی عجیب درد دارد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 23:11
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
ناپلئون بناپارت : تنها چیزی که محدودیت ندارد , خریت است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 22:57
+7
پاراگلایدر
پاراگلایدر
این روزها داستانهای محبوبم آنهایی است که هیچ جور روی پرده سینما جای نمی گیرد. انگار آنقدر بزرگ و عمیق است که در هیچ پرده ای ، هیچ فکری، هیچ تخیلی جا نمی گیرد. یک شخصیت مستقل خاص دارد برای خودش. این روزها . فقط کلمه . فقط فکر. نه موسیقی هست نه اشک نه نگاه. فقط این کلماتند که توی ذهنت نقش می بندند تا داستان تو را باز بگویند. داستانی که فقط خاص توی خواننده است. کسی هست بتواند مسخ را بر روی پرده بیاورد؟ کسی هست خشم و هیاهو را بسازد آن طور که فالکنر تو را منقلب می کند؟ اصلا کسی را توان این هست که صد سال تنهایی را بر روی پرده سینما ببیند؟ ولی من هنوز سینما را دوست دارم. هنوز ساعت۵ صبح بیدار می شوم و در شور برنده شدن "جدایی نادر از سیمین" بالا و پایین می پرم و برای پیمان معادی عزیز ذوق می کنم. هنوز موسیقی فیلمهاست که توی ذهنم می ماند و نگاه خاص آن لحظه عاشقی. هنوز دوست دارم داستانهای محبوبم رافیلم کنند و من ببینمشان. هنوز نمی دانم کدامشان بهترند. انگار تنها می دانم باید داستانها را شنید. خواند . دید. انگار این حکایت است که مهم باشد....
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 20:18
+10
رضا
رضا
یك شب تمام غربت مرا ياد مي كني از دست اين عشق بي وفا تو فرياد ميكني بودم كنار تو و هرگز نديده اي مراحالا چرا از اين زمانه تو بيداد مي كني با غم عجين شدم و تنها به يك اميد روزي تو خواهي آمدو مرا شاد ميكني اكنون براي من يك سوال مبهم است آيا هنوز از من تنها تو ياد مي كني
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 12:32
+3
reza
reza
ادامه داستان ترسناک ارنست همينگوي : آخرين انسان زمين، تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند !! رفت درو وا کرد ديد جنتي پشت دره!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:52
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم میگه : زهرا چقدر امتحان ریاضی آسون بود. بهش میگم :چه کشف بزرگی .خودت تنها به این نتیجه رسیدی؟؟؟؟؟؟؟؟ میگه میخوای دستم بندازی دوباره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ میخوام ببینم احیانا در عالم غیب
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:34
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ