یافتن پست: #تنگ

ronak
ronak
دلـــــــــــــــتنگی یعنی ؛صـدای ِ لولای ِ روغن نخورده ی‌ ِ دری کـــــه

اشــک آلـــود میکند چشــمانت را
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 14:53
+3
mah3a
mah3a
خسته ام...

دستانم سرد است

از سرما مي لرزد اما...

چه كسي باور مي كند ؟؟؟؟

كاش مي دانستم دلتنگي كجاي اين قلب را تسخير مي كند

تا بر آن پرده سياهي كشم ...

صدايش را خاموش كنم و او را از خود جدا .

باور نمي كنم ....باور نمي كنم .

باور نمی کنم که دلتنگ باشم

سرد است اما باز هم دل به شلاق هاي آسمان مي سپارم .

صورتم را رو به سوي آسمان مي برم .

به چشمهاي سرخ رنگش خيره مي شوم .

اشك هايش بر چشمانم مي نشيند .

هر معلولي علتي دارد اما چرا براي معلول سرماي بدنم علتي نميابم ؟

هر عملي عكس العملي دارد

اگر من به تو مي انديشم تو نيز بايد......نه، بايدي در كار نيست

اصلا چه اهميتي دارد

خسته ام ......خسته از فكر پرواز .

واگر بالاخره نتوانم پرواز كنم چه؟

شانه هايم را به علامت بي اهميتي بالا مي اندازم

به خود مي گويم چقدر همه چيز بي معني است.

عده اي مي دوند ، عده اي مي نشينند ، گروهي مي خندند ،

گروهي مي گريند ...اما چرا؟؟؟؟؟؟؟

از اين همه فكر هاي در هم خسته ام

چه غريب است كه روزي چشم باز مي كني و

مي بيني همه كساني كه روزي برايت حكم آشنا داشتند چقدر غريبند.

اصلا همه چيز غريب است غريب.

دلم
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 10:56
+3
ronak
ronak
ما که میترسیم از هجرت دوست
کاش میدانستیم روزگاری که بهم نزدیکیم چه بهایی دارد
کاش میدانستیم حس دلتنگی هر روز چه دلیلی دارد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:35
+7
مهسا
مهسا
ون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت

با یار ناجوانمرد دیگر چه می توان گفت

با محرمان غمناک با همرهان ناشاد

با همدمان دم سرد دیگر چه می توان گفت

با بدقمار بدنرد با بد رگان نامرد

با رهزنان بی درد دیگر چه می توان گفت

مردانگی چو شد ننگ

بر مرد عرصه شد تنگ

فهلی چو خاری آورد

دیگر چه می توان گفت

در شهر خالی از مرد

با خاطری پر از درد

شبرو شب است و شبگرد

دیگر چه میتوان گفت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:34
+6
siavash
siavash
بی حوصله ام !
دست خودم نیست ...
کمی دلتنگ فردایم !
فردایی که
تو می آیی ؛
... شاید
من نباشم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا/فردا شد و باز هم تو گفتی فردا
امروز دلم مانده و یه دنیا حرف/یک هیچ به نفع دل تو تا فردا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:19
+3
ali rad
ali rad
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست

گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست

من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل

تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .

.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 20:52
+1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
...بهار ...
و این همه دلتنگی؟!!
،نه
شاید فرشته ای
فصلها را به اشتباه
ورق زده باشد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 20:01
+6
شاهین
شاهین
{-36-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:47
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
♥نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
من زنده ام اما ....♥
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:20
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ