یافتن پست: #تنگ

☺SAEED☻
☺SAEED☻
بهانه....
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری
... ... که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری
انگیزه ای برای فردا نداری
و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را
تنگ در آغوش بگیری
و گوشه ای ،گوشه ترین گوشه ای
که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 00:53
+4
مهسا
مهسا
@asall اندازه ی یه سر کبریت دلم برایت تنگ شده ، کوچیکه ولی دنیا رو به آتیش میکشه !{-35-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 23:26
+7
ali rad
ali rad
همه ی فعل هایم ماضی اند،ماضی بعید،ماضی خیلی خیلی بعید.دلم برای یک حال ساده تنگ شده است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 22:53
+3
mitra
mitra
بی حوصله ام !
دست خودم نیست ...
کمی دلتنگ فردایم !
فردایی که
تو می آیی ؛
... شاید
من نباشم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:52
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
من بودم و
تو
و یک عالمه حرف…
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 16:42
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
دلتنگتم{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:44
+5
maryam
maryam
اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛

اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛

اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛

اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛

اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛

درست فکرمیکنی تو که میدونی

نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 15:17
+4
maryam
maryam
دلتنگ می شوم دلتنگتر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم

وحسرتها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را ...

نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم؟

دلتنگم دلتنگ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:46
+3
mehdy
mehdy
شیشه ای می شکند یک نفر می پرسد....چرا شیشه شکست؟



مادرمی گوید.....شاید این رفع بلاست!



یک نفرزمزمه کرد...بادسردوحشی مثل یک کودک شیطان آمد.



شیشه ی پنجره رازود شکست.



کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست عابری خنده کنان می آمد...



تکه ای ازآن رابر می داشت



مرهمی بردل تنگم می شد.......



اما امشب دیدم...



هیچ کس هیچ نگفت غصه ام رانشنید....



از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من



ازشیشه ی پنجره هم کمتراست؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:28
+3
jamal
jamal
زود قضاوت نکن:
1- اینقدر تنگی که وقتی میکنم توت احساس میکنم داری پاره میشی. جون هرکی دوست داری پاره نشو که فقط تو یکی رو دارم جوراب عزیزم.{-32-}
2-دستانم رابر کمرت حلقه میزنم . لبانم را بر لبانت میگذارم . و از عصاره وجودت میمکم . و با تمام وجود فریاد میزنم : دوست دارم شیشه نوشابه.{-33-}
3-اول شلوارتو در میارم - بعد میکشمت جلو - بعد بوست میکنم-بعد پوشکتو عوض میکنم نی نی کوچولو ی من {-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:40
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ