یافتن پست: #تو

*elnaz* *
*elnaz* *
من باشم و تو باشی و یک میز چوبی و دو صندلی لهستانی کهنه... یک بسته مارلبروی قرمز و دو لیوان چای سبز... انقدر تنگ باشد این کافه که دست هایمان پیچ بخورد بهم، گره بخورد و هرگز باز نشود............................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:32
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:31
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
چه حکایتی ست؛ اینکه در تمام کوچه ها و خیابان های این شهر، توقف ممنوع است! حرکت مدام خسته می کند مرا، گاهی باید ایستاد.........................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گلهای روی بالشم که نه...
فقط با اشکهای مداومم...
یاد هایِ هرزِ تو...
رشد میکنند و...
سخت می پیچند دورِ گلوی احساسم انگار....!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:22
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
...دیگر نسیم کوی تو هم یادی ز ما نکرد
از پیچ کوچه رد شد و ما را صدا نکرد

باشد خیالی نیست از این بی وفایی ها

دنیا نه به من به هیچکس وفا نکرد.......!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:13
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
رفتی و ادمکارو جا گذاشتی...قانون جنگل و زیر پا گذاشتی...اینجا قهرن سینه ها با مهربونی...تو تو جنگل نمیتونستی بمونی...دلتو بردی با خود ب جای دیگه...اونجا ک خدا برات لالایی میگه...میدونم میبینمت یه روز دوباره...توی دنیایی ک ادمک نداره...........................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:09
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
خوابیدی بدونه لالایی و قصه....بگیر اسوده بخواب بی دردو غصه...دیگه کابوسه زمستون نمی بینی...توی خواب گلهای حسرت نمیچینی....دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه...جای سیلی های باد روش نمی مونه..دیگه بیدار نمیشی با تگرونی...یا با تردید ک بری یا ک بمونی............................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:04
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
می روم و می نشینم کنج پشت بام... زل می زنم به اسمان و سوسوی ستاره هایش. زانوهایم را محکم بغل می کنم، تو نیستی و امشب حتی خیالت را هم به سراغ من نفرستاده ای... ستاره ها را می بلعم مبادا ستاره ای بی خبر خاموش شود.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:01
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 18:59
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ