یافتن پست: #تو

korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:50
+1
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:44
+3
korosh
korosh

نه به جنيفر لوپز



هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت: تبرم توي رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت و از هيزم شكن پرسيد:"آيا اين تبر توست؟"
هيزم شكن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره...

به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد: آيا اين تبر توست؟
دوباره، هيزم شكن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد: آيا اين تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد.
روزي ديگر هيزم شكن وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي همان رودخانه. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب.
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد: زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه "
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز "نه" مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي.و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.


دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:38
+2
korosh
korosh

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،


اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،


قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،


زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی…..

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:24
+3
korosh
korosh

تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر، مثل تقدیر، مثل قسمت، مثل الماسی که هیچکس، واسه اون نذاشته قیمت..


 

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:21
+3
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 11:18
+2
korosh
korosh

درست زمانی که سرت جای دیگری گرم است ؛ دل من همینجا یخ میزند !

چه فاصله زیادی است از سر تو تا دل من . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 10:53
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد
گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:36
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره
نه به خاطر اینکه خداست بلکه به خاطر اینکه دستتو بگیره...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:32
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می زد رقم خیر و قبول

بنده پیر ندانم ز چرا آزاد نکرد

کاغذ این جامه به خرابات بشویم که فلک

رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله ها کرد درین کوه که فریاد نکرد

سایه تا باز گرفتی ز چمن مرغ سحر

آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید از پیک صبا از تو بیاموزد کار

ز آنکه چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

هر که اقرار بدین حسن خدا داد نکرد

مطر با پرده بگردان و بزن راه عراق

که بدین راه شد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقی است سرود حافظ

که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 09:27
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ