یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ


همیشه ،

تو شروع می کنی!

بیشترش آن وقت هایی که نمی توانم با تو حرف بزنم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:09
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی احساس راکد ماندن به ما دست میدهد

و ترس اینکه مبادا چون مردابی شوم و بگندم ،

همه ی وجود آدمی را فرا می گیرد

غافل از اینکه هر آنچه از جانب خداوند سبحان می رسد حکمتی دارد

غافل از اینکه گاهی این توقف ها شاید جریان یا شدت قوی تری ایست

برای طی کردن ادامه مسیر

در مسیر خودشناسی همیشه مسیر مستقیم نیست

گاهی چپ یا راست هم دارد گاهی توقف کردن هم دارد.

آنچه مهم است این است که در راه نمانی در هیچ منزلگاهی بیش از حد لنگر نیندازی

و شوق رفتن را در دلت زنده نگاه داری و دوباره به مسیر مستقیم برگردی...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فرقـی نمـی کند !! بگویم و بدانـی ...!

یا ...نگویم و بدانـی..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جای جهان جا داری ...!

جایـی که دست هیچ کسـی به تو نمـی رسد.:

دلــــــــــــــم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
*
میدونی این چیه؟
.
.
این تویی که تنها ستاره ی اسمون دل منی
.
.
.
پایین تر نرو
.
.
.
* * * *
* ** *
* * *
وای اینا کجا بودن؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کاش ضمیرها همین سه تا بود:

"من" "تو" "ما"

نه "او"یی بود،

نه "آنها"یی

نه"شما"یی...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خداحافظ؟؟؟
میـــروی
حواست باشـد
"حتماً خدانگهــــــدار بگویی!"
تا خدا حواسش را بیشتر به من بدهد...
آخر میدانی ...
خــــــــــــدا
به هوای تو مرا رها کرده است ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بـــــارهــــا گفتم به تو ؛
چـشمــها ،
بــــرای ِ نـــگاه اسـت …
امّــــا ..
تـــــو ..
هــــر روز بـــا آنـها ..
حـــادثــه مــی آفــــریـــــنی!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:48
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شهری که مردمانش یک آشنا ندارد
در دل هزار نیرنگ ، یک هم صدا ندارد
شهرم پر از ملال است ،تاریخ یک خیال است
شهرم قلم شکسته ،ماندن در او عذاب است
شهرم سکوت و خاموش، آغوش ها فراموش
شهرم سکون و راکد ،دیوار ها پراز گوش
سلول انفرادی ،کشتار دسته جمعی
زندانیان در این شهر هر گور را بنامی
شهرت کجاست یارم؟ خاکت کجا نشسته؟
درویش خسته ی تو تا انتها شکسته
دست نوشته های یاسی_اینگونه بود شهرم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:47
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
سلام به همه
5 دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:35
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من به خاک و خاکــستــر   خود می رسم سحری      

این شـب یــلــدا بگذرد رسد به   شیرین   سحری

در ایــن ره کـه قـدم   نهادم من   به   خیره سری      

به امید ایـــنــکـه   روزی از یار رسد   به خبری

الهی تو عطا کرده ای   به بشر همین کم هنری        

می فشارم دستی را که منقش کرد چه زیبا اثری

تو سائل و مسکین   و درمــانده حالا را سروری

من غلام   و   تو پـــادشــه ملکی از سیم و زری
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:28
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ