یافتن پست: #تو

saman
saman
در CARLO

دخترک هميشه مي­گفت: من براي نجابت، وفا و زيباييت عاشق تو شدم.


پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد: اسب، سگ و يک پرنده زيبا!


تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد، پسرک براي هميشه رفته بود.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:26
+4
saman
saman
در CARLO

اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلندترين قلة دنيا می­نوشتم


اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام می­آوردم


اگه معلم شيمی بودم اسمتو در گروه حلال­ترين محلول ها قرار می دادم


اگر معلم زيست بودم قلبت رو جزء مهربون­ترين قلبها می­نوشتم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زلف و رخسار تو ره بر دل بیتاب زنند

رهزنان قافله را در شب مهتاب زنند

شکوه ای نیست ز توفان حوادث ما را

دل به دریازدگان خنده به سیلاب زنند

جرعه نوشان تو ای شاهد علوی چون صبح

باده از ساغر خورشید جهانتاب زنند

خاکساران تو را خانه بود بر سر اشک

خس و خاشاک سراپرده به گرداب زنند

گفتم:از بهر چه پویی ره میخانه رهی

گفت:آنجاست که بر آتش غم آب زنند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شمایی که تو گوشیت شماره ی چند تا مخاطب خاص و ذخیره کردی ...


و اسم همشونم گذاشتی نفسم !


نفس تنگی نمیگیری ؟؟؟


♦♦♦ افشین احسن ♦♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:13
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مادرم : آغوش تو ، امن ترین جای دنیاست .......
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:12
+3
saman
saman
در CARLO

روی فرش دل جوهری از عشق تو ریخت، اومدم عشقت رو پاک کنم، بدتر شد. خلاصه گند زدی به فرش من!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:09
+4
saman
saman
در CARLO

ترجمة شعر اتل متل توتوله به انگليسی:


How's Hassan's Cow? she doesn't have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman. Name her amghezy...Around her hat reddish. Aachin and Vaachin cross one of your legs.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توی رستوران بین راهی رفتم دستشویی دستمو بشورم،
مسئول دم دستشویی موقع خروج می گه: آقا! 200 تومن می شه.
من: من فقط دستمو شستم...
اون: پس برگرد برو توالت بعد بیا 200 بده!
دستمو کردم جیبم 200 تومن بهش دادم،
میگه: "نه! باید بری دستشویی حتما!"میگم: چرا؟
میگه: من مال حروم از گلوم پایین نمی ره!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:02
+3
saman
saman
در CARLO

دوست دارم زندگي مانند سفري باشد، همسفرم همسري خوب و مهربان باشد، مناظر زيباي جاده خاطرات قشنگ زندگي باشد و اگر قرار است مرگ مقصد ما باشد، دوست دارم که زيبا و با هم باشد...


اما چه سود چند کيلومتري بيشتر نميتونيم بريم، چون کارت سوختمون تموم شد!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 16:59
+2
saman
saman
در CARLO

سلام، میدونی رفیق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانایی هم معنی نداشت. اگه زشتی نبود زیبایی هم بی­معنی بود. میبینی؟ دنیا به تو هم نیاز داره.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 16:49
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ